استفاده از بقایای ریز مهره‌داران در بازسازی اقلیم دیرینه اواخر کواترنر (هولوسن)، شرق ایران

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زمین‌شناسی، پردیس بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

2 استاد، گروه زمین‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

3 دانشیار، گروه زیست‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

چکیده

  مطالعه بقایای ریز مهره‌داران مناطق شرقی ایران با توجه به رسوبات کواترنر کمتر و تفاوت جغرافیای زیستی آنها با نواحی غربی و شمال غربی ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است . مطالعه دیرینه جغرافیای زیستی و بررسی تغییرات اقلیمی کواترنر بر روی مجموعه‌های جانوری شرق و شمال شرق ایران منجر به شناسایی بقایای استخوانی و دندانی گونه Tatera indica از رسوبات اواسط تا اواخر هولوسن نواحی کنار صندل جیرفت (اوایل هولوسن) و تپه نادری مشهد (اواخر هولوسن) گردید. یافتن این بقایا در ناحیه تپه نادری مشهد حاکی از تغییرات اقلیمی شدیدی در این بخش از کشور می‌باشد، زیرا این گونه در حال حاضر در مناطق شمال شرقی ایران یافت نمی‌شود و این در حالی است که تراکم بقایای یافت شده در جیرفت فراوان بود. این گونه نسبت به سرما بسیارحساس بوده و به جز سرما با سایر شرایط اکولوژیکی قابلیت سازش پذیری دارد. علاوه بر جیرفت، مدارک به دست آمده از زیای این جانور در سایر مناطق نیمه جنوبی کشور نشان می‌دهد که از حدود ده هزارسال پیش و از زمان آغار هولوسن تا کنون و همزمان با گرم شدن تدریجی هوا، تغییراتی در انتشار اصلی این گونه در این بخش از ایران به وجود نیامده است که این امر می‌تواند حاکی از پایداری و مقاوم بودن این جانوران به‌ویژه در برابر شرایط گرم باشد .   

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Using of microvertebrate remains in reconstruction of late quaternary (Holocene) paleoclimate, Eastern Iran

نویسندگان [English]

  • Narges Hashemi 1
  • Alireza Ashouri 2
  • Mansour Aliabadian 3
چکیده [English]

 Study of quaternary microvertebrate remains in eastern Iran, according to a few of the sediments is very important. Reconstruction of quaternary climate in many parts of West and North West of Iran as the biggest karst state is possible, such as cave Kani Mikaiel (Hashemi et al. 2005, 2006, 2007ab, 2008 2010, Jangjoo et al . 2010), Yafteh cave (Otte et al. 2007, Hashemi et al. 2015). However, such studies were very poor in eastern and north-eastern Iran (Hashemi and darvish 2006 Hashemi et al. 2008, 2015). Investigation of taxonomic identification quantification and distribution of micromammals revealed that these remains are useful in paleontology and archaeological research, because their abundance is useful for paleobiostratigraphy and dating of continental sediments. The recent research is about reconstruction of paleoclimate in two archeological sites of Konar sandal (KS) (Jiroft) and Tapeh Naderi (TN) (Mashhad) based on the microvertebrate and especially Tatera indica species. In these sites we attempted to solve the palaeoenvironment condition by analysis of rodent remains which hold the greatest potential to monitoring of ecological parameters (Hoover et al. 1977 Getz 1961 Reig 1970 Merritt 1974). Combining of a rich network of data with using of morphological and morphometric methods reconstruction of paleoenvironment documentation and investigation of their relationship with the environment is the main result of this research .
Material & Methods   In both zooarchaeological samples which are composed of juveniles and young individual rodent, (KS, NISP=800 and TN, NISP=3) cranial and postcranial remains were sorted anatomically and washed with water. Dental pattern of mandible and maxillary tooth rows were drowns using a drawing tube connecting to a stereomicroscope (Olympus SZH-10). All recovered teeth fragments were measured based on the greatest dental length and width of the upper and lower jaw molars when possible , with the aid of measuring microscope having accuracy 0.001 mm. One of the main goals of the detailed analysis on dental remains is obtaining the changes of teeth size during time and space (Mashkour and Hashemi 2008) . KS remains were recovered out by water sieving a column of three geological sieves with decreasing size of the mesh from top to bottom: 1 cm, 0.5 cm and 0.2 cm. Furthermore, all obtained information, which depending on the type of the skeletal remains has been entered in tables of excel for statistical analysis. Combination of morphometric with morphological studies and their identification keys were used to identify of the remains. Based on these methods, known examples in both archeological sites were belonging to Gerbillinae and Tatera indica species .
  Discussion of Results & Conclusions   The effect of climate change on Tatera indica species was found for the first time in 1973 in the western regions of Iran and Dehloran plain (10,000-3800 years ago) (Redding 1978) . This region has 200 to 399 mm of rainfall per year rivers, streams, marshes and channels which represents wet conditions in most of the year. In this area, in addition of Tatera indica species, Nesokia indica, Mus musculus, Gerbillus nanus and Meriones crassus were identified. The remains of Tatera indica species with Nesokia and Mus were found also in Shahre shoukhteh in Sistan which wa s reported approximately 6000 years ago (Chaline and Helmer 1974) . Presence of Tatera indica in KS site and also in other central, western, southwestern and eastern Iran during the mid to late Holocene can be show that climatic and environmental conditions in the southern half part of the country has not changed from 9000 years to recent (Alley et al. 1997 ) . Finding the dental and cranial remains of Tatera indica in TN of Mashhad and in another archeological site such as Kohandejh in north east of Iran (Nishapur) can be indicate the change climate probably was intense in 2,000 years ago in this part of Iran, because recently, this species not found in northeast of Iran and the maximum their current geographical spread of this species is Torbat-e Jam, while density of these remains were very much in KS, 6000 years ago, (Jiroft).This species is very sensible to cold climate and except of this it is adaptability with other ecological conditions (Misonne 1959) . Addition to Jiroft, obtaining evidence from this remain fauna in other regions of half southern part of Iran showed that from about 10,000 years ago and ever since the Holocene started, with gradual warming of the weather, distribution of this species has not been changed in southern part of Iran, which would be indicative the stability of this species against to warm condition. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Paleobiogeographic
  • Paleoenvironment
  • quaternary

مقدمه  

مهره‌داران از عوامل مهم برای مطالعه و بازسازی شرایط اقلیمی گذشته می‌باشند و در این میان، مهره‌داران کوچک (به‌ویژه پستانداران) نسبت به مهره‌داران بزرگ در برابر تغییرات اقلیمی از حساسیت بیشتری برخوردارهستند. تا چندی قبل مهره‌داران کوچک کمتر مورد توجه بودند ولی امروزه با استفاده از روش غربال کردن و به دست آوردن قطعات کوچک دندانی و استخوانی توجه بیشتری به این گروه از جانوران شده است. فراوانی بقایای استخوانی و یا کمبود آنها در محل مورد مطالعه می‌تواند گویای شرایط محلی آن زمان از قبیل تغییر در شرایط اقلیمی و به تبع آن تغییر در طیف‌های جانوری از حالت کنونی باشد (Seppa and Birks 2002). در این راستا نمونه مربوطه باید دارای یک سیستم بیولوژیک و حساس به تغییر شرایط آب و هوایی داشته باشد و بتواند نماینده طیف آب و هوایی در گذشته باشد. علاوه براین، فرض‌های متعدد دیگری نیز از قبیل، میزان حساسیت و مقاومت جانور در برابر عوامل مختلف محیطیHoover et al. 1977))، وجود یک یا چند منبع غذایی (Getz 1961; Reig 1970; Merritt 1974)، رقابت ((Grant 1972، شکار(Miller and Getz 1972; Chaline 1974) ، میزان تحمل فیزیولوژیکی و شرایط پناهنده شدن نیز تا حد زیادی در پراکنش محلی مهره‌داران و بازسازی‌های پالئواکولوژیکی مؤثر هستند Redding 1978)). در سال‌های اخیر بازسازی اقلیم دیرینه کواترنر در مناطق مختلف غرب و شمال غربی ایران که به عنوان بزرگترین ایالت کارستی ایران می‌باشند، ازقبیل غار کانی میکائیل (هاشمی و همکاران 1384؛ هاشمی 1392) ( 2006 ،(Hashemi et al. 2010 وغار یافته ((Otte et al. 2007 بر اساس مطالعه مجموعه بقایای جانوری صورت گرفته است. این در حالی است که این قبیل مطالعات در مناطق شرقی و شمال شرقی ایران با توجه به فقیر بودن و تفاوت جغرافیای زیستی آنها با سایر مناطق ایران بسیار اندک و ناچیز بوده است (هاشمی و مشکور 1384(. لذا در این مقاله، از بقایای استخوانی و دندانی گونه Tatera indica در ناحیه کنار صندل جیرفت و تپه نادری مشهد برای نمایش و بازسازی احتمالی آب و هوای گذشته (اواسط تا اواخر هولوسن) در این بخش از کشور استفاده شده است.

ناحیه کنار صندل جیرفت در 230 کیلومتری جنوب شرق کرمان و تپه نادری در 35 کیلومتری جنوب غرب مشهد واقع شده‌اند (شکل 1و 2). جیرفت به دلیل وجود رودخانه هلیل رود و چندین رودخانه فصلی و دائمی دیگر، وفور منابع آبی زیر زمینی و همچنین به دلیل برخورداری از جلگه‌های رسوبی حاصل‌خیز و وجود کوه‌های بلند از قبیل بارز و ساردوئیه، شاهد مجموعه‌های جانوری متنوعی است. این منطقه با وجود ارزش‌های فراوان، تا پیش از سال 1380 تقریباً ناشناخته بود. اما از اوایل فروردین همان سال با کشف اتفاقی ظرفی تزئینی در ساحل هلیل رود و در حدود 30 کیلومتری جنوب شهر جیرفت سرنوشت این شهر تغییر یافت. تحقیق حاضر مربوط به بخشی از مطالعات انجام شده در سال 1381 در شهر جیرفت و به سرپرستی دکتر یوسف مجیدزاده و با همکاری گروه‌های مختلف ایرانی و خارجی جهت بررسی ابعاد و جنبه‌های مختلف منطقه مورد نظر می‌باشد. علاوه بر این، ناحیه تپه نادری مشهد نیز که بقایای جانوری آن برای اولین بار در سال 1383 توسط دانشگاه فردوسی مشهد مورد مطالعه قرار گرفت، حاوی اطلاعات بسیار ارزشمندی است که البته نیازمند انجام مطالعات دقیق و گسترده‌تر در زمینه دیرینه جانورشناسی و همچنین زمین ریخت‌شناسی است. در این راستا، بدیهی است که داشتن نگاهی جامع و کامل به پویایی زیستی اواخر کواترنر تنها با انجام مطالعات چند جانبه و تلفیق داده‌های جغرافیایی، زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و جانور باستان‌شناسی امکان‌پذیر بوده و با نگاهی تک بعدی امکان بررسی جنبه‌های مختلف زیستی و اقلیمی وجود ندارد (هاشمی 1392). از این رو تلفیق اطلاعات به دست آمده از هر دو منطقه با شبکه‌ای غنی از داده‌های علوم پایه از جمله مطالعات ریخت‌شناسی و ریخت‌سنجی، بازسازی و مستند سازی بقایای جانوری، نحوه زیست و ارتباط آنها با محیط مربوطه از نتایج قابل توجه این پژوهش می‌باشد.

 

 

 

 

شکل 1- موقعیت جغرافیایی مناطق مورد مطالعه در شرق و جنوب شرقی ایران (خط چین قرمز نشان‌دهنده محدوده پراکندگی گونه Tatera indica در ایران است که عمدتاً در نیمه جنوبی آن و تا ارتفاع حداکثر1470 متر بالاتر از سطح دریا می‌باشد).

 

 

 

شکل 2- الف) نمای خارجی تپه نادری در 35 کیلومتری جنوب غربی مشهد، ب) نمونه‌ای از بقایای آرواره بالای گونه  Tatera indicaدر داخل رسوبات تپه نادری، پ) نمایی از تپه کنار صندل جنوبی در جیرفت و ت) نمایی از رسوبات اواخر کواترنر (هولوسن) ناحیه کهندژ نیشابور (عکس: نرگس هاشمی).

 

 

روش مطالعه  

نخستین بررسی‌ها در منطقه‌ای به وسعت 90 *40 کیلومتر، در جنوب شهر جیرفت و در طول هلیل رود و در دو تپه کنار صندل شمالی و جنوبی به فاصله حدود دو کیلومتری از یکدیگر در کنار روستایی به همین نام صورت گرفت (شکل 2پ). در طی عمل کاوش بسیاری از بقایای دندانی و استخوانی مربوط به پستانداران کوچک (حدود 800 عدد) کشف گردید که عمده آنها مربوط به کنار صندل جنوبی بودند. این عناصر استخوانی بسیار حساس و شکننده بوده که البته میزان حساسیت آنها تا حد زیادی بستگی به شرایط تافونومی و تدفین جانور دارد. بسیاری از عوامل دیگر از قبیل میزان اسیدیته خاک، شرایط اقلیمی، خشکی هوا بر روی بافت استخوان‌ها تأثیر گذاشته بود. در منطقه مورد مطالعه (کنار صندل جنوبی) به دلیل وجود املاح بسیار بالا در خاک و همچنین شوری زیاد آب و نفوذ آب‌های سطحی به بخش‌های زیر سطح زمین، بسیاری از استخوان‌ها شرایط مساعدی برای مطالعه نداشته و باید در هنگام جمع‌آوری آنها دقت کافی نمود. برای آماده‌سازی بقایای ریز مهره‌داران باید نمونه‌های خاک را با استفاده از الک‌های (سه الک) مخصوص با اندازه منافذ به ترتیب 1، 2/0 و 5/0 سانتی‌متر از بالا به پایین الک نمود. همزمان با ریختن خاک در داخل الک بالایی باید آب نیز بر روی خاک ریخته شود. با توجه به منافذ الک‌ها، مواد درشت‌تر برروی الک اول (بالا) (استخوان‌های بلند و آرواره‌های کامل)، مواد با اندازه متوسط برروی الک دوم و مواد ریز مانند دندان‌ها و استخوان‌های کوچک بر روی الک پایینی باقی می‌مانند. پس از شستشوی خاک باید محتویات هر یک از الک‌ها را جداگانه خشک کرد و کلیه اطلاعات مربوطه را نیز یادداشت نمود. خاک‌های الک شده پس از خشک شدن برای مطالعه به آزمایشگاه منتقل می‌شوند. بقایای استخوانی مربوط به بخش‌های مختلف بدن پستانداران کوچک را می‌توان با استفاده از پنس و لوپ از یکدیگر جدا نمود و آنها را در داخل زیپ کیپ‌های مخصوصی به همراه اطلاعات مربوطه قرار داد. در ادامه، باید کلیه اطلاعات بقایای استخوانی به دست آمده با توجه به نوع آنها در جداولی تنظیم و برای انجام آنالیزهای آماری کلیه داده‌ها را در Excel وارد نمود. در بخشی از منطقه کنار صندل  (STP)از روش پلکانی برای برداشت سیستماتیک نمونه‌ها استفاده شد. به طوری که از سطح تا عمق 140 سانتی متری محتوی رسوبات به روش ذکر شده در فوق مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این کار، به دلیل خیس بودن رسوبات و نفوذ املاح و رطوبت از بالا دست به بخش‌های پایین تپه، 40 سانتی‌متر اول کنار گذاشته شده و بعد در ابعادی با طول 100 سانتی‌متر و عرض و عمق 20 سانتی‌متر (با در نظر گرفتن گسترش و تغییرات سریع در پراکندگی ریز مهره‌داران) عمل نمونه‌برداری صورت گرفت که به دلیل کم بودن نهشته‌ها از بقایای استخوانی، از محل دیگری که در عمقی پایین‌تر قرار داشت، نمونه‌برداری صورت گرفت. این بخش اخیر، دارای ابعادی با طول 50 سانتی‌متر و عرض و عمق 20 سانتی‌متر بود و تا عمق 2 متری هر 20 سانتی‌متر نمونه‌برداری انجام شد (شکل 3 الف). روش ذکر شده در فوق در ناحیه کنار صندل جیرفت به دلیل امکان دسترسی به آب استفاده شد، در صورتی که در منطقه تپه نادری مشهد رسوبات بخش‌های مختلف، برای بازیابی بقایای استخوانی تنها سرند خشک شدند.

برای شناسایی نمونه‌های دندانی بزرگترین طول و عرض دندان‌های آسیای آرواره بالا و پایین با استفاده از میکروسکوپ نیکن و با دقت 50/0 میلی‌متر اندازه‌گیری شدند. در ادامه، از مطالعات ریخت‌شناسی تلفیقی و کلیدهای شناسایی پستانداران کوچک استفاده شد. یکی از اهداف اصلی برای انجام آنالیزهای دقیق برروی بقایای دندانی، به دست آوردن میزان تغییرات در ابعاد دندانی و به تبع آن به دست آوردن طیف بقایای جانوری در بعد زمان و مکان بود.

 

بحث

گونه جانوری Tater indica برای اولین بار از رسوبات اواخر کواترنری ناحیه کنار صندل جیرفت به سن حدود 6 هزار سال پیش و ناحیه تپه نادری مشهد به سن حدود 2000 سال پیش گزارش شده است. علاوه بر پستانداران کوچک و به‌ویژه گونه Tater indica ، تنوع جانوری چشمگیری به عنوان زیای همراه در کنار صندل جیرفت مشاهده شد که عمدتاً شامل گیاه‌خواران (گوسفندسانان، گاوسانان و اسب‌سانان) و همچنین به میزان کمتری گرازسانان و گوشت‌خواران بودند. در صورتی که در تپه نادری مشهد حجم و تنوع مجموعه زیادی همراه بسیار کمتر بوده و عمدتاً شامل بقایای استخوانی و دندانی بویده‌ها (Ovis, Capra) بود. در این مطالعه تنها پستانداران کوچک (جوندگان) هر دو منطقه از دیدگاه مطالعات تاکسونومیکی و مطالعات ریخت‌شناسی و ریخت‌سنجی و در نهایت دیرینه جغرافیای زیستی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

 

 

 

 

شکل 3- الف و ب) تصویر شماتیک روش پلکانی و برداشت رسوبات از لایه‌های مختلف به منظور سرند کردن آنها و بررسی محتوی جانوری آنها، پ و ت) شستشوی رسوبات با استفاده از ریختن آب بر روی آنها و برداشت محتوی بقایای جانوری احتمالی موجود در آنها، ث) یافتن و برداشت رسوبات حاوی بقایای استخوانی از لایه‌های رسوبی، ج) انجام سرند خشک رسوبات به منظور یافتن بقایای استخوانی ریز مهره‌داران (عکس: نرگس هاشمی).

 


مطالعات ریخت‌شناسی و ریخت‌سنجی بقایای دندانی

نمونه‌های شناخته شده در هر دو منطقه کنار صندل جیرفت و تپه نادری مشهد منحصراً متعلق به راسته جوندگان، زیر تیره Gerbillinae و گونه Tatera indica هستند که با توجه به برجستگی‌های سطح دندان و وجود نوارهای عرضی قابل شناسایی بودند. در جیرفت بقایای دندانی یافت شده، همراه با آرواره و یا ایزوله بوده که در این میان، تعداد 12عدد مربوط به آرواره پایین سمت راست و 8 عدد نیز متعلق به سمت چپ بودند. علاوه بر این تعداد 11 عدد متعلق به آرواه بالا سمت راست و 8 عدد نیز مربوط به سمت چپ بودند (شکل 4). در ناحیه تپه نادری مشهد تعداد بقایای یافت شده کمتر بوده و تنها آرواره پایین سمت چپ به همراه جمجمه‌ای با پوزه بلند، باریک و به همراه ردیفی از دندان‌های بالا در سمت راست و چپ یافت شد که در سمت چپ فقط دو دندان اول و دوم آسیا مشاهده شدند. جدول 1 اندازه‌گیری بقایای دندانی منطقه تپه نادری را با در نظر گرفتن بیشترین طول و عرض دندانی در نوارهای عرضی نشان می‌دهد. به طور کلی در بقایای دندانی یافت شده، اندازه دندان آسیای اول با وجود سه نوار عرضی از دو آسیای دیگر روی هم بیشتر بود (اعتماد 1375). دندان آسیای دوم بزرگتر از دو برابر آسیای سوم و دارای دو نوار عرضی است و دندان آسیای سوم که کوچکترین دندان‌هاست دو نوار عرضی دارد و شکل آن تقریباً مثلثی است. در صورتی که در فک پائین دندان آسیای سوم فقط یک نوار عرضی دارد. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که بقایای گونه Tatera indica در مقایسه با ناحیه تپه نادری مشهد ازمیزان تراکم بالایی برخوردار بودند وعمدتاً شامل بقایای دندانی و استخوانی بلند، مهره‌ها، دندان‌های آسیای آرواره پایین و بالا، جمجمه و سایر بخش‌های بدن می‌باشند که بیشترین مقدار عناصر استخوانی مربوط به استخوان ران و کمترین آن مربوط به دومین مهره گردن می‌باشد. در میان دندان‌های مطالعه شده بیشترین مقدار متعلق به دندان‌های آسیای آرواره پایین در سمت راست است و کمترین آن نیز متعلق به ردیف دندانی آسیای آرواره بالا سمت چپ می‌باشد. علاوه بر مناطق ذکر شده در فوق، ناحیه کهندژ نیشابور (به سن دو هزار سال پیش (و همچنین شهر سوخته (به سن شش هزار سال پیش ( در شرق و شمال شرقی ایران از دیگر مناطقی هستند که حاوی بقایای استخوانی گونه Tatera indica می‌باشندChaline and Helmer 1974) ). مقایسه انجام شده بین اندازه دندانی مجموعه‌های به دست آمده از کنار صندل جیرفت و شهر سوخته نشان می‌دهد که تغییر قابل توجهی در طول آسیای بالایی و پایینی وجود ندارد، در صورتی که اندازه ردیف دندان‌های آسیای بالایی در شهر سوخته بزرگتر بود که این امر ممکن است منسوب به یک تفاوت سنی بین دو مجموعه باشد. در این راستا، مقایسه اندازه‌سنجی بین مجموعه‌های به دست آمده از کنار صندل جیرفت و شهر سوخته هیچ تغییر چشمگیری را در طول آسیای بالایی و پایینی نشان نمی‌دهد (جدول2).

 

 

 

              

شکل 4- بقایایی از گونه جانوری Tatera indica، الف) بخشی از آرواره پایین سمت چپ به همرا دومین و سومین دندان آسیای آرواره پایین(M2; M3)، ب)  قسمتی از جمجمه به همراه ردیف‌های کامل دندانی (M1-M3)، پ و ت) آواره پایین سمت راست به همراه اولین، دومین و سومین دندان آسیای آرواره پایین (M1-M3) ث) اولین دندان آسیای آرواره پایین سمت راست و ج) بخشی از آرواره بالا سمت چپ به همراه اولین و دومین دندان آسیا (M1; M2) از ناحیه کنار صندل جیرفت (عکس: نرگس هاشمی).

 

 

 

 

جدول 1- پارامترهای اندازه‌گیری شده برای بقایای دندانی یافت شده در ناحیه تپه نادری مشهد،(L.L)  = دندان‌های آسیای آرواره پایین سمت چپ، (U.R)= دندان‌های آسیای آرواره بالا سمت راست، (U.L)= دندان‌های آسیای بالا سمت چپ، (LM1) = طول اولین دندان آسیا، (WM1)= عرض اولین دندان آسیا، (LM2) = طول دومین دندان آسیا، (WM2) = عرض دومین دندان آسیا، (LM3) = طول سومین دندان آسیا، (WM3) = عرض سومین دندان آسیا

NO.

Genus & Species

Side

LM1

WM1

LM2

WM2

LM3

WM3

1

Tatera indica

L.L

2.94

2.2

2.24

2.2

   

6

Tatera indica

U.R

2.57

2.41

1.69

2.37

0.9

1.49

5

Tatera indica

U.L

2.65

2.04

1.68

2.41

   

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2- الف) میانگین بیشترین و کمترین اندازه اولین دندان آسیای آرواره پایین (M1) و بالا (M1) در مناطق شهر سوخته، جیرفت، ML1(R.L)= طول اولین دندان آسیای آروراه پایین سمت راست،  MW1(R.L)= عرض اولین دندان آسیای آرواه پایین سمت راست،  ML1(L.L)= طول اولین دندان آسیای آروراه پایین سمت چپ،  MW1(L.L)= عرض اولین دندان آسیای آرواه پایین سمت چپ، ML1 (R.U)= طول اولین دندان آسیای آروراه بالا سمت راست،  ML 1(L.U)= عرض اولین دندان آسیای آرواه بالا سمت چپ.

Jiroft

Measurement (mm)

S. sokhteh

Measurement

Tooth

Max.

Min.

Tooth

Max.

Min.

ML1 (R.L)

340

270

M1

360

270

MW1 (R.L)

230

190

M2

140

220

ML1 (L.L)

330

280

M3

50

140

MW1 (L.L)

220

200

M1

370

260

ML1 (R.U)

400

260

M2

160

200

ML1 (L.U)

400

280

M3

90

150

 

 

نتیجه‌گیری

از نظر پراکندگی جهانی گونه Tatera indica در حال حاضر در محدوده وسیعی از جنوب شرق ترکیه، شرق سوریه، کویت، عراق و مناطق مرکزی و جنوبی ایران گزارش شده است. این پراکندگی جغرافیایی تا پاکستان، افغانستان، هندوستان و سریلانکا ادامه دارد (اعتماد 1375). پراکندگی این گونه در ایران عمدتاً در نیمه جنوبی آن و تا ارتفاع حداکثر1470 متر بالاتر از سطح دریا می‌باشد (Lay 1967) و از مناطقی چون خوزستان، شمال اهواز و شرق اصفهان و همچنین از سیستان گزارش شده است Misonne 1959)). بررسی پراکندگی دیرینه جغرافیای زیستی این گونه در رسوبات اواخر کواترنر (حدود 10 هزار سال پیش) در بخش‌های مختلف ایران نشان می‌دهد که احتمالاً انتشار آن در طی زمان و در بعد مکان با توجه به تغییرات اقلیمی تغییر کرده است. پایان یافتن وقایع سردYoungerDryas  در 11500 سال پیش با تغییرات شدید آب و هوایی همراه بوده و بین 11500 تا 10500 سال پیش آب و هوا هنوز سردتر از امروز بوده است و این در حالی است که در 9000 تا 8200 سال پیش آب و هوا به تدریج شروع به شدن گرم شدن نموده است  (Alley et al. 1997) و بین 8000 تا 4500 سال پیش شرایط اقلیمی گرم و مرطوب‌تری نسبت به امروز حاکم بوده است. اثر این تغییرات اقلیمی بر روی گونه Tatera indica برای اولین بار در طی سال 1973 در مناطق غربی ایران و دشت دهلران (10000- 3800 سال پیش) صورت گرفت(Redding 1978) . این منطقه دارای 200 تا 399 میلی‌متر بارندگی در هر سال است و رودخانه‌ها، نهرها، باتلاق‌ها و یا کانال‌های آبیاری نشان‌دهنده شرایط مرطوبی است که در بیشتر سال وجود دارد. در طی سال‌های 1964 و1963 میلادی در تپه علی کوش نیز واقع در پهنه دهلران بقایایی از Tatera indica یافت شد که بر اساس آنالیزهای رادیوکربن در فاز زمانی بین 10000 و8000 سال پیش بود (Hole et al. 1969). در این ناحیه، علاوه برگونه Tatera indica گونه‌های Nesokia indica, Mus musculus, Gerbillus nanus و Meriones crassus نیز شناسایی شدند. علاوه بر این بقایای گونه Tatera indica به همراه Nesokia  و Mus از شهر سوخته در سیستان گزارش شد که متعلق به حدود شش هزار سال پیش می‌باشندChaline and Helmer 1974) ).

وجود بقایای این گونه (Tatera indica) در ناحیه کنار صندل جیرفت و همچنین یافتن بقایای آن در مناطق مختلف مرکزی، غربی، جنوب غربی و جنوی شرقی ایران در طی اواسط تا اواخر هولوسن نشان می‌دهد که شرایط اقلیمی و محیطی در نیمه جنوبی ایران برای زیست این گونه در طی 9000 سال قبل تا کنون تغییرات چندانی نکرده است. این در حالی است که یافتن بقایای دندانی و جمجمه‌ای گونه Tatera indica در ناحیه تپه نادری مشهد و همچنین ناحیه کهندژ نیشابور می‌تواند حاکی از تغییرت اقلیمی شدیدی در طی حدود 2000 هزار سال پیش در این بخش باشد، زیرا این گونه در حال حاضر در مناطق شمال شرقی ایران یافت نمی‌شود و حداکثر انتشار جغرافیایی کنونی آن تا ناحیه تربت جام می‌باشد. این در حالی است که وجود بقایایی از این گونه به عنوان تابعی از داده‌های فسیلی برای بازسازی و مستندسازی اقلیم دیرینه اواخر کواترنر قابل بررسی است. مطالعه اخیر نشان می‌دهد که زیستگاه این گونه در نواحی شمال شرقی ایران تا حدی به سمت مناطق جنوبی‌تر و عرض‌های جغرافیایی پایین‌ترتغییر نموده است که می‌تواند حاکی از گرم بودن شرایط اقلیمی و رطوبت بیشتر در حدود 2000 سال پیش در این مناطق باشد که به تدریج و با گذشت زمان سردتر شده است و باعث تغییر در انتشار محلی این گونه در این بخش از کشور شده است، زیرا این گونه نسبت به سرما حساس بوده و به جز سرما نسبت به سایر شرایط اکولوژیکی قابلیت سازش پذیری بیشتری دارد. این در حالی است که مدارک به دست آمده از زیای این جانور در مناطق مرکزی، جنوبی و جنوب غربی ایران در طول 10000 سال قبل این فرض را به وجود می‌آورد که تغییراتی در انتشار اصلی گونه Tatera indica در این بخش از کشور به وجود نیامده است که این امر می‌تواند حاکی از پایداری و مقاوم بودن این جانور به‌ویژه در برابر شرایط گرم باشد.

 

سپاس‌گذاری

نویسندگان مقاله مراتب قدردانی خود را از جناب آقای دکتر یوسف مجیدزاده سرپرست کاوش در ناحیه جیرفت و همچنین مساعدت و همکاری اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان، خراسان رضوی و کلیه افراد شرکت‌کننده در مطالعات میدانی جیرفت و تپه نادری اعلام می‌دارند. همچنین از نظرات سازنده و ارزنده داوران محترم نشریه تشکر و قدردانی می‌گردد.

اعتماد، ا.، 1375، پستانداران ایران، جوندگان و کلید تشخیص آنها: انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، 287ص.

هاشمی، ن.، و م. مشکور، 1384، دیرین جانورشناسی همسترها ( (Rodentia: Cricetidaeاز رسوبات دوران چهارم در غار کانی میکائیل استان کردستان، غرب ایران: مجله زیست شناسی ایران، ش. 18، ص210-217.

هاشمی، ن.، 1392، نقش علوم پایه در تفسیرهای باستان جانورشناسی غار کانی میکائیل شمال زاگرس: کنفرانس ملی باستان‌شناسی ایران، دستاوردها، فرصت‌ها، آسیب‌ها، دانشگاه بیرجند، 346ص.

Alley, R. B., P. A. T. Mayewski, M., Sowers and K. C. Stuiver, 1997, Holocene climatic instability: A prominent, widespread event 8200 yrs ago: Geology, v. 25, p. 483-486.

Chaline, J., 1974, Les rongeurs du Pleistocene moyen et superieur de France-Cahiers de  Paleontologie du CNRS, Paris, 410 p.

Chaline, J. and D., Helmer, 1974, Les rongeurs de la cité antique de Shahr-i-Sokhta (Iran) et leur signification paléoethnogique: Memorie de l'Instituto Italiano di Paleontologia Umana, v. 2, p. 261-278.

Getz, L.L., 1961, Factors influencing the local distribution of Microtus and Synaptomys in southern Michigan: Ecology, v. 42, p.110-119.

Hashemi, N., J. Darvish, M., Mashkour, and F., Biglari, 2006, Rodents and Lagomorphs remains from Late Pleistocene and Early Holocene  caves and rockshelters sites in the Zagros region, West , and North west of Iran: Iranian Journal of  Animal Biosystematics, v. 2, p. 25-33.

Hashemi, N., J.D. Vigne, S. Bailon, K. Roustaie, H. Rezvai, J. Darvish, and M. Mashkour, 2010, Preliminary results of the study of the small vertebrates of Kani Mikaiel cave (Western Iran; 20,000 BP to Historical Times): International counical for Archeozoology, Université Paris VI (Pierre & Marie Curie), ICAZ 2010, Muséum National d'Histoire Naturelle Paris-France.

Hole, F., KV. Flannery, and JA. Neely, 1969, Prehistory and Human Ecology of the Deh Luran Plain: University of Michigan Press, Memoirs of the Museum of Anthropology 1 Ann Arbor.

Hoover, K.D., W.G. Whitford, and P. Flavill, 1977, Factors influencing the distribution of two species of Perognathus: Ecology, v. 58, p. 877-884.

Lay, D.M., 1967, A study of the Mammals of Iran, Resulting from the Street Expedition of 1962-63: Fieliana Zoology, v. 54, p.168-171.

Merritt, J.F., 1974, Factors influencing the local distribution of Peromyscus californicus in northern California: Journal of Mammalogy, v. 55, p.102-114.

Miller, D.H., and L.L. Getz, 1972, Factors influencing the local distribution of the red back vole, Clethrionomys gapperi, in New England, Occasional Papers, University of Connecticut: Biological Sciences, v. 9, p.115-138.

Misonne, X., 1959, Analyse Zoogeographique des Mammiferes de l΄ Iran. Mem. Inst. Roy. Sci. Nat. Belgique, Deuxieme serie, Fasc, 157 p.

Otte, M., F. Biglari, D. Flas, S. Shidrang, N. Zwyns, M. Mashkour, R. Naderi, A. Mohasb, N. Hashemi, J. Darvish, and R. Radu, 2007, The Aurignacian in the Zagros region new research at Yafteh Cave, Lorestan, Iran: Antiquity, v. 81, p. 82-96.

Redding, W. R., 1978, Rodents and the archaeological Paleoenvironment: Considerations, problems and future. Approaches to faunal analysis in the Middle East. R. H. Meadow and M. A. Zeder. Harvard, Peabody Museum of Archaeology and Ethnology: Peabody Museum Bulletin, v. 2, p. 63-68.

Reig, O.A., 1970, Ecological notes on the fossorial octodont rodent Spalacopus cyanus (Molina): Journal of Mammalogy, v. 51, p. 592-601.

Sepp, H., and H.J.B. Birks, 2002, Holocene climate reconstructions from the Fennoscandian tree-line area based on pollen data from Toskaijavri: Quaternary Research, v. 57, p.191-199.