فرامینیفرای آگلوتینه فاقد پیچش میوسن زیرین برش دوبرادر، جنوب شرق قم

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زمین شناسی دانشگاه خوارزمی تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زمین‌شناسی، دانشگاه خوارزمی تهران، ایران

چکیده

فرامینیفرا کوچک با پوسته آگلوتینه از جمله گروه‏های فونایی هستد که در سازند قم و در برش چینه‏شناسی دو برادر واقع در جنوب شرق قم حضور دارند. هر چند که این گروه نسبت به سایر فرامینیفرا با پوسته هیالین و پورسلانوز تنوع و فراوانی کمتری دارند. در این تحقیق برای اولین بار فرامینیفرا آگلوتینه فاقد پیچش میوسن پیشین سازند قم در ناحیه الگو مورد بررسی قرار می‏گیرد. مطالعه این گروه در جنوب شرق قم به معرفی گونه جدید Textularia persica nov. sp. و گزارش 4 جنس و 5 گونه از آن‏ها برای اولین بار از ایران منجر شده است. حضور و فراوانی خوب فرامینیفرای پلانکتون در برش دوبرادر سبب شد تا تعیین سن نسبی نهشته‏ها با دقت بالایی انجام شود و بر اساس آن‏ها سن فرم‏های آگلوتینا به خوبی مشخص شوند. همچنین به واسطه حضور گونه‏های شاخص پلانکتونی نظیر Paragloborotalia kugleri, Globoquadrina dehiscens, Catapsydrax dissimilis,  بیوزون های M1 تا M4a شناسایی شدند. همچنین دو گونه از فرامینیفرای آگلوتینه با سن اکیتانین و دو گونه با سن بوردیگالین شناسایی شدند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Lower Miocene uncoiled Agglutinated Foraminifera From Dobaradar Section, southeast Qom

نویسندگان [English]

  • J. Daneshian 1
  • L. Ramezani Dana 2
چکیده [English]

Miocene deposits in the Middle East such as Iran are famous and significance because of good oil reservoirs and a lot of studies has been carried out for precise exploring. Iran in this region, especially in Central Iran zone, in comparison with neighbor countries is a lack of exact and comprehensive information and need more investigation. In this way, study of foraminiferal assemblages for ascertain paleoenvironment characteristics and age determination is one of the researchers aims. Complicate and various characteristics of the Qom Formation in Central Iran such as depositional environments, faunal assemblage, age and lithology has caused that the information from its investigation be utilized and noticed for understanding connection of Indian Ocean and Mediterranean sea as a part of Tethyan Sea way in Oligo- Early Miocene. Agglutinated smaller foraminifera are one of the faunal groups which present in the Qom Formation in Dobaradar section. However, comparison with other forams with hyaline and porcelaneous tests, have less diversity and abundance. In this research, for the first time the early Miocene uncoiled agglutinated foraminifera from the Qom Formation in type area has been studied. Investigation of foraminifera in southeast of Qom, led to recognition a new species and report of 4 genera and 6 species for the first time from Iran. Among these Agglutinated forams, 2 species belong to Aquitanian and 2 present in Burdigalin, and the rest of them belong to Aquitanian- Burdigalian.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Smaller foraminifera
  • Textularid
  • Qom Formation
  • Southeast Qom
  • Central Iran

مقدمه

مقایسه گروه‏های مختلف فرامینیفرا نشان می‏دهد که فرامینیفرا پلانکتون به خاطر ویژگی‏های‏شان نسبت به فرم‏های بنتونیک در مطالعات بیو استراتیگرافی و تعیین سن نهشته‏ها بیشتر مورد توجه قرار دارند و از دقت بالاتری برخوردارند. در بین فرامینیفرا بنتونیک نیز غالباً فرم‏های بزرگ (Lager Foraminifera) و بیشتر با پوسته هیالین مورد توجه هستند. اما در بین فرم‏هایی که پوسته آگلوتینه دارند، اهمیت آن‏ها بیشتر در مزوزوئیک و به‏ویژه کرتاسه است. همین امر باعث شده که توجه به فرم‏های کوچک با پوسته آگلوتینه کمتر باشد (Kamiski et al. 1988; Haynes 1981; Jones 1996) . هر چند که محققان اذعان می‏دارند که به طور کلی فرامینیفرا با پوسته آگلوتینه توانایی بهتری را در تحمل کاهش شوری، قابلیت دسترسی به اکسیژن و محیط‏های قلیایی نشان می‏دهند. این فرامینیفرا اگر چه شاخص محیط دریایی حاشیه‏ای تا عمیق هستند، اما در مطالعات ریزرخساره‏ای و محیط دیرینه کمتر مورد توجه قرار گرفته‏اند. حتی بسیاری بر این تأکید دارند که تجمع گروه‏های مختلف آگلوتینه منعکس‏کننده ویژگی‏های دینامیکی محیط خود هستند (Kaminski and Schroder 1987; Kamiski et al. 1988; Haynes 1981; Jones 1996).

جونز و چارنوک (Jones and Charnock 1985) براساس مطالعات اکولوژیکی که بر پایه فرامینیفرا آگلوتینه انجام دادند توانستند چهار مورفوگروه را معرفی نمایند که هر یک اشاره به یک شرایط خاص از زندگی آن‏ها دارد و بر اساس آن‏ها محیط‏ها را تفکیک کردند. حتی محققان توانستند بر اساس فرامینیفرا آگلوتینه به ایده خوبی در خصوص محیطی که غنی از کربنات و یا فقیر از آن باشند، دست یابند(Jones 1996) . در ایران حتی توجه به فرامینیفرا کوچک با پوسته آگلوتینه به منظور شناسایی بسیار کم بوده که شاید دلیل آن حضور فرامینیفرا شاخص پلانکتون و بنتونیک با پوسته‏های دیگر باشد. فرامینیفرا آگلوتینه کوچک در سازندهای مختلف از جمله سازند قم حضور دارند ولی کمتر در سطح گونه مورد توجه قرار گرفته‏اند و هدف از این مطالعه معرفی و شناسایی آن‏ها بوده تا بتوان اهمیت آن‏ها را در مطالعات بیواستراتیگرافی سازند قم به‏ویژه در نواحی که فرامینیفرا پلانکتون حضور ندارند مورد ارزیابی قرار داد. در این تحقیق یک گونه جدید معرفی شده که با توجه به محدوده گسترش چینه‏شناسی آن می‏تواند برای مطالعات بیواستراتیگرافی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین شش گونه از آن‏ها برای اولین بار ازسازند قم گزارش می‏شوند.

برش مورد مطالعه (دوبرادر) در شمال ایران مرکزی در استان قم و در جنوب شرق شهر قم و در ناحیه الگوی سازند قم قرار دارد. این برش یکی از کامل‏ترین برش‏های چینه‏شناسی در ناحیه الگو می‏باشد. در این مطالعه ویژگی زیست چینه‏نگاری سازند قم بر پایه فرامینیفرا پلانکتون و فرامینیفرای بنتونیک کوچک آگلوتینه تک، دو و سه ردیفی در این برش مورد توجه قرار گرفته است. مطالعاتی که در نواحی همجوار به‏ویژه در ناحیه الگو بر روی فرامینیفرا انجام شده است، حاکی از آن است که بیشتر فرم‏های بنتونیک بزرگ و یا پلانکتون مورد توجه قرار گرفته‏اند (مانند نایبی 1374؛ دانشیان و قنبری 1388؛ دانشیان و آفتابی 88 13؛ دانشیان و اخلاقی 1389) و به صورت پراکنده برخی از جنس‏ها و یا گونه‏های بنتونیک کوچک نام برده شده‏اند. به عبارت دیگر این دسته از فرامینیفرا به طور سیستماتیک بررسی نشده‏اند و به نقشی که می‏توانند در تعیین سن نسبی نهشته‏ها ایفا نمایند توجه نشده است.

 

زمین‏شناسی عمومیو جغرافیای دیرینه

ساختار پیچیده ساختمانی – رسوبی ورقه ایران موجب شده که مطالعه ویژگی‏های زمین‏شناسی و درک دقیق سرگذشت کامل تشکیل آن همواره با مشکلاتی همراه باشد و به تفکیک آن به زون‏های مختلفی منجر شود. نخستین تقسیم‏بندی توسط اشتوکلین  (Stocklin 1968)انجام شد و پس از آن تقسیم‏بندی‏های جامع‏تری ارائه شد که از آن جمله می‏توان به نبوی 1355، افتخارنژاد 1359، بربریان و کینگ (Berberian and King 1981)، آقانباتی 1389 و حیدری و همکاران (Heydari et al. 2011)  اشاره نمود. حیدری و همکاران (Heydari et al. 2011)  به عنوان جدیدترین مطالعه، ایران را به زون‏های زاگرس، البرز، سنندج- سیرجان، لوت، کپه داغ، مکران، کمان ماگمایی ارومیه دختر و ایران مرکزی  تقسیم نمودند که  ناحیه مورد مطالعه در زون ایران مرکزی واقع شده است. رویتر و همکاران (Reuter et al. 2007) در مطالعات خود ذکر کردند که واحد تکتونیکی ایران مرکزی در طی فرورانش و برخورد ورقه عربی - آفریقا به ورقه ایران و در طی زمان مزوزوئیک ایجاد شده و اثر و پیامد مهم این برخورد تغییرات جغرافیای زیستی قدیمی و بسته شدن راه آبی تتیس در زمان میوسن بود. این رخداد توسط هارتسهاوسر و همکاران (Harzhauser et al. 2007) رخداد پایان تتیس (Terminal Tethyan Events)  نامیده شد و در اثر آن مهاجرت بیوتای دریایی خاتمه یافته و جابجایی آب‏های استوایی بین شرق مدیترانه و غرب تتیس / هند و آرام (ایندوپاسیفیک ) متوقف شد. البته در مورد زمان دقیق این حادثه (TTE) بحث و اختلاف نظر وجود دارد. به طوری که آدامز و همکاران al.1983) (Adams et وقوع آن را زمان اکیتانین و رگل و استینینگر Steininger 1984)  (Rogl andبه بوردیگالین نسبت دادند. جونز (Jones 1999) نیز جدایش شرق از غرب تتیس را در طی پایین افتادگی سطح آب دریا در زمان میوسن پیشین - میانی ذکر نموده است .اثر دیگر برخورد ورقه‏ها، ایجاد حوضه جلوی قوسی (حوضه اصفهان- سیرجان) و حوضه پشت قوسی (حوضه قم) در روی ورقه ایران (Iranian Plate) در حاشیه شمال شرق دریای تتیس می‏باشد که توسط کمان ولکانیکی که در طی ائوسن توسعه یافته، جدا شده‏اند. در هر دو حوضه رسوب‏گذاری، رسوبات دریایی سازند قم در زمان الیگوسن آغاز و تا میوسن پیشین ادامه یافته است
 (Reuter et al. 2007; Sedighi et al. 2009; Mohammadi et al. 2011; Ghasemi and Talbot 2005). علت تشکیل حوضه‏رسوبی سازند قم توسط بربریان  (Berberian 1983)نیز فرورانش پوسته اقیانوسی زاگرس مرتفع یا نئوتتیس به زیر لبه قاره‏ای فعال جنوب باختری ایران مرکزی در زمان الیگوسن – میوسن بیان شده است. این فرورانش سبب تشکیل بازشدگی پشت کمانی و ته‏نشست رسوبات دریایی سازند قم با فرایندهای آتشفشانی آلکالن گردیده است. امتداد کلی حوضه قم از شمال غرب به جنوب شرق بوده و بیشترین تغییرا ت رخساره ضخامت و گسترش سازند قم وابسته به گسل‏هایی است که در امتداد حوضه قرار داشته و همزمان با رسوب‏گذاری سازند قم فعال بوده‏اند (باغبانی و همکاران 1375). همچنین مطالعات نشان می‏دهد که پیش روی دریای قم از جنوب شرق ایران آغاز شده و به طرف شمال غرب ادامه یافته است و به همین دلیل است که سن نهشته‏های سازند قم در تمام مقاطع یکسان نیست (امامی 1370؛ رحیم‏زاده 1373). این نهشتگی در بعضی مناطق در زمان روپلین مانند سبزواران و قم و بعضی نقاط دیگر در زمان شاتین و یا حتی اکیتانین و بوردیگالین مانند آذربایجان رخ داده است (امامی 1370؛ آقانباتی 1389). سازند قم از نظر ویژگی‏های سنگ چینه‏ای دارای تنوع رخساره‏ای بوده و علاوه بر تغییرات ضخامت دارای تغییرات جانبی قابل ملاحظه در مناطق مختلف است و به همین علت ارتفاعات جنوبی دشت قم به عنوان ناحیه الگو انتخاب شده است (Stocklin and Setudehnia 1971; Bozorgnia 1966; Hadavi et al. 2011) . این ناحیه که شامل مناطق میل، دوچاه، دو برادر، کمرکوه، نرداقی، خورآباد و شوراب می‏باشد دارای بیشترین گستردگی و کمترین تغییرات جانبی بوده و ضخامت لایه‏های سازند قم به طور متوسط حدود 1200 متر اندازه‏گیری شده است (Stocklin and Setudehnia 1971). برش مورد مطالعه در ناحیه الگو سازند قم واقع است و سازند قم در این محدوده بیشترین رخنمون را به همراه سازندهای قرمز بالایی و زیرین به خود اختصاص داده است و در جنوب شرق، جنوب و غرب شهر قم گسترش قابل توجهی دارند. در بین عضوهای تعریف شده برای این سازند سنگ آهک عضو c-1 غالباً ستیغ ساز و برجسته و مشخص می باشد.

 

مواد و روش مطالعه

سازند قم در برش چینه‏شناسی دو برادر با 1328 مترضخامت تقریباً در مرکز ناحیه الگو در جنوب شرق شهر قم و جنوب مسجد جمکران واقع شده و از لحاظ ویژگی‏های سنگ‏شناسی رخنمون بسیار خوبی دارد. ناحیه مورد مطالعه که در جنوب رشته کوه‏های البرز و شمال ایران مرکزی واقع شده و در 150 فاصله کیلومتری جنوب تهران قرار دارد. مختصات جغرافیایی این برش چینه‏شناسی طول شرقی ´´6/1 ´ 34 º 34 و عرض شمالی´´ 41 ´ 52 º 50 می‏باشد.  برای دسترسی به برش مورد مطالعه می‏توان از بزرگ راه تهران - قم و جاده قم- کاشان و پس از آن از جاده قم - جمکران استفاده کرد (شکل 1).

 

شکل 1- موقعیت جغرافیایی برش چینه‏شناسی مورد مطالعه نقشه راه‏های دسترسی به منطقه مورد مطالعه، اقتباس از نقشه زمین‌شناسی 1:250000 قم (امامی 1370)

 

 

توالی رسوبی مورد مطالعه در برش دوبرادر به‏طور کلی شامل سنگ‏آهک، سنگ‏آهک ماسه‏ای، سنگ‏آهک رسی، مارن، مارن ماسه‏ای، شیل، شیل آهکی، کنگلومرا، رس، ماسه‏سنگ، مارن گچ‏دار و گچ می‏باشد و علاوه بر عضوهای a، b، c-1، c-2، c-3، c-4، d، e و f عضو g نیز برداشت و مطالعه گردیده است. این عضو که اول بار توسط سودر(Soder 1955)  نام‏گذاری شده است در منطقه ضخامت و برونزد قابل توجهی را دارا می‏باشد. ضخامت عضوهای مطالعه شده به این ترتیب است که عضو a با ضخامت 9/31 متر با سنگ‏شناسی عمده سنگ‏آهک، عضو b 152 با ضخامت متر و متشکل از مارن و مارن ماسه‏ای، عضو c-1 با ضخامت 197 متر شامل آهک توده‏ای ستیغ‏ساز، c-2 با ضخامت 8/28 متر و به طور عمده متشکل از ماسه‏سنگ و شیل، عضو c-3 با ضخامت 1/17 متر شامل سنگ‏آهک ماسه‏ای-رسی، c-4 با ضخامت 1/79 متر و سنگ‏شناسی عمده مارن- مارن ماسه‏ای و شیل، عضو d با ضخامت 7/21 متر و از جنس گچ، عضو e با ضخامت 6/67 متر شامل لایه‏های مارن و مارن – مارن ماسه‏ای، عضو f با ضخامت 375 متر متشکل از آهک با میان لایه‏های مارن و عضو g با ضخامت 358 متر متشکل از واحدهای مارنی، شیل، سنگ‏آهک و ماسه‏سنگ می‏باشد. این توالی با نهشته‏های تخریبی و کنگلومرای قرمز تا خاکستری رنگ سازند قرمز فوقانی Formation)  (Upper Redپوشیده شده است (شکل2) و با ناپیوستگی هم‏شیب بر روی نهشته‏های سیلتستون، مارن، شیل و ماسه‏سنگ قرمز رنگ سازند قرمز زیرین(Lower Red Formation) قرار گرفته است (شکل 3). از این برش 676 نمونه شامل 370 نمونه نرم و 306 نمونه سخت به‏طور سیستماتیک برداشت شد به طوری که در عضو قاعده‏ای سازند قم (عضو a) به علت اهمیت زیاد این عضو برای تعیین سن نمونه‏برداری در آن با فواصل 5/0 متر صورت پذیرفت و در عضو b با فاصله تقریبی 1 تا 5/1 متر و در بقیه عضوها با توجه به‏ویژگی سنگ‏شناسی و تغییرات آن با فاصله 5/1 تا 3 متر نمونه‏برداری صورت گرفت. از نمونه‏های سخت مقطع نازک و نمونه‏های نرم طبق روش‏های معمول شسته و آماده شدند. سپس یک گرم از رسوب تهیه شده مربوط به الک 120 مش وزن و میکروفسیل‏های آن جدا شدند. سپس از دستگاه الترا سونیک برای زدودن ذرات چسبیده به پوسته استفاده شده و بهترین نمونه‏ها برای تهیه عکس با میکروسکوپ الکترونی بر روی پایه چسبانده شدند. عکس‏ها با میکروسکوپ الکترونی مدل TEScan-VagaII در مرکز پژوهش متالورژی رازی گرفته شد. میکروفسیل‏های مورد مطالعه شامل فرامینیفرای بنتونیک و پلانکتون می‏باشند که در این تحقیق فرامینیفرای بنتونیک با پوسته آگلوتینه که پوسته آن‏ها فاقد پیچش است مورد توجه قرار گرفته است. این فرامینیفرا شامل گروه‏های تک ردیفی، دوردیفی، سه ردیفی و یا ترکیبی از این اشکال می‏باشد. نمونه‏ها در آزمایشگاه دیرینه‏شناسی دانشگاه خوارزمی نگهداری می‏شوند.

 

 

 

 


شکل 2- نمای کلی از برش دو برادرو عضوهای سازند قرمز زیرین، aو c-1، نگاه به سمت جنوب

 

 

 


شکل 3- مرز بین عضو سازند قم و سازند قرمز بالایی، نگاه به سمت جنوب

 

 

نتایج

مطالعه نمونه‏های سازند قم با 1328  متر ضخامت در برش دو برادر نشان می‏دهد که از تعداد کل 676 نمونه تعداد 459 نمونه حاوی فرامینیفرا آگلوتینه و کوچک بوده‏اند. از کل نمونه‏های مطالعه شده 11 جنس و 29 گونه فرامینیفر پلانکتون و 11 جنس و 20 گونه از فرامینیفرا بنتونیک کوچکی هستند که ساختمان کلی آن‏ها فاقد پیچش بوده و جنس دیواره آن‏ها آگلوتینه می‏باشد. از فرم‏های آگلوتینه تعداد 4 جنس و 6 گونه برای اول بار از سازند قم گزارش می‏شوند. از کل تاکسای شناسایی شده، تعداد 6 جنس و 9 گونه به خاطر قابل تشخیص نبودن صفات گونه‏ای و یا در دسترس نبودن منابع به صورتsp.  و یا به صورتspp.  معرفی شدند (شکل 4). همچنین در بین گونه‏های شناسایی شده یک گونه جدید شناسایی شد که ویژگی‏های آن در سیستماتیک ارائه شده است.

گونه‏های شناسایی شده متعلق به 9 خانواده

Eggerellidae, Textularidae, Pseudogaudrinidae, Verneuilidae, Spiroplectamminidae, Valvulinidae, Haplophragmiidae, Globotextulariidae, Ataxophragmidae,  

می‏باشند و شامل جنس و گونه‏های

Bigenerina sp. Gaudryina mayeriana, Gaudryina spp.,             Haplophragmium sp. Liebusella soldani, Martinottiella communis, Pseudolituonella sp.

Siphotextularia rolshauseni, Spiroplectinella carinata, Textularia candeina, Textularia departita, Textularia gramen, Textularia laevigata, Textularia mariae, Textularia sp. Textularia persica nov. sp. Valvulina sp.

می‏شوند (جدول 1، 2 Plates 1,).

در بین این خانواده‏ها بیشترین گونه‏ها متعلق به خانواده Textularidae  و Pseudogaudrinidae می‏باشد. تقریباً گونه‏های شناسایی شده از آن‏ها در تمامی طول برش چینه‏شناسی به استثنا بخش انتهایی مشاهده می‏شود. هر چند که تقریباً در قاعده برش از 20 گونه شناسایی شده حدود 11 گونه حضور دارند.

در برش چینه‏شناسی دو بردر فرامینیفرا پلانکتون نیز حضور دارند و 11 جنس و 20 گونه از آن‏ها شناسایی شدند. در بین این گونه‏هاGlobigerina  praebulloides, Globigerinoides immaturus, Globigerinoides  quadralobatus, Globigerinoides subquadratus, Globigerinoides triloba. حضور مستمر و فراوانی در طول برش چینه‏شناسی دو برادر دارند (Plates 1, 2) .

 

جدول 1- فهرست خانواده‏ها، جنس‏ها و گونه‏ های فرامینیفرا کوچک آگلوتینه شناسایی شده در برش دوبرادر

 

 

جدول 2- فهرست جنس‏ها و گونه ‏های فرامینیفرا آگلوتینه شناسایی شده در برش دوبرادر و شماره تصویر آن‏ها

Haplophragmium sp.

Pl. 2, Fig.1

Spiroplectinella  carinata

Pl. 1, Fig. 1

Gaudryina  mayeriana

Pl.1, Fig. 2

Gaudryina sp.

Pl.1, Fig. 3

Liebusella soldani

Pl.1, Fig. 4

Pseudolituonella sp.

Pl. 2, Fig. 2

Martinottiella communis

Pl.1, Fig. 5

Bigenerina sp.

Pl.2, Fig. 3

Textularia candeina        

Pl. 1, Fig. 4

Textularia departita

Pl. 1, Fig. 7

Textularia  gramen

Pl. 1, Fig. 8

Textularia laevigata

Pl. 1, Fig. 9

Textularia mariae

Pl. 1, Fig. 10

Textularia persica nov. sp.

Pl. 1, Fig. 11

Textularia spp.

Pl. 1, Fig. 12 and Pl. 2, Fig. 4

Siphotextularia rolshauseni

Pl. 1, Fig.13

Clavulinoides jarvisi

Pl. 1, Fig. 14

Clavulinoides lakiensis

Pl. 1, Figs. 15, 16

Clavulinoides sp.

Pl. 1, Fig. 17

Valvulina spp.

Pl. 1, Fig. 18 and Pl. 2, Figs. 5, 6

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیستماتیک گونه‏ های فرامینیفرا آگلوتینه شناسایی شده

در این مطالعه فقط سیستماتیک 5 گونه از فرامینیفرا آگلوتینه که برای بار اول  از سازند قم گزارش می‏شوند و همچنین گونه جدیدی که معرفی شده، ارائه می‏شود. فهرست تاکسونومیکی نام گونه‏های مطالعه شده نیز در جدول 2 آورده شده است. بدیهی است که شناسایی دقیق بعضی از تاکسای فرامینیفرا به علت عدم حفظ شدگی مناسب امکان‏پذیر نبوده و گونه‏ها به صورت sp. معرفی شده‏اند. در شناسایی فرامینیفرا با پوسته آگلوتینه از ویژگی‏های ریخت‏شناسی آن‏ها نظیر شکل، ضخامت دیواره، اندازه پوسته، ترتیب قرارگیری، شکل، اندازه و تعداد حجرات، تزئینات مانند خار، خطوط طولی برجسته(Rib)  و توبرکل، موقعیّت دهانه (شکل، اندازه، تعداد، محل قرارگیری، ضمائم و نوع دهانه) استفاده شده است. همچنین گروهی از گونه‏ها به سبب دارا بودن اندازه‏ها و شکل‏های کمی متفاوت به صورت spp. معرفی شده‌اند. در قسمت نکته بر حسب نیاز، مقایسه‏ای بین گونه‏ ها انجام و گاه خصوصیّات بارز و شاخص گونه که به شناسایی منجر شده، ذکر شده است. در بخش گسترش زمانی و جغرافیایی گونه‏ها، مکان‏هایی که گونه از آن‏جا گزارش شده‏اند قید گردیده است. ضمناً با توجه به موضوع مقاله سیستماتیک فرامینیفرا پلانکتون نیز ارائه نشده است.

در این بخش سعی شده علاوه بر منابع اصلی و پایه برای شناسایی فرامینیفرها از قبیل هنسون ((Henson 1950، پارکر (Parker 1960)، تاد (Todd 1965)، آدامز و بورژا (Adams and Bourgeois 1967)، پاپ و اشمید 1985) (Papp and Schmid و لوبلیش و تاپان (Loeblich and Tappan 1988) از مقالات جدید و به روز مانند کمینسکی و همکاران et al. 2002) (Kaminski، پترووا (Petrova 2004)، کندر و همکاران (Kender et al. 2009) و فینگر  (Finger 2013) نیزاستفاده شود.

Superfamily: Ataxophragmiacea  Schwager, 1877

Family: Globotextulariidae  Cushman, 1927

Subfamily:Liebusellinae Saidova, 1981

Genus: Liebusella  Cushman, 1933

Liebusella soldani (Jones and Parker)

Pl.1, Fig. 4

1960 Liebusella soldani (Jones and Parker); Barker, p.66, pl. 32, figs. 12, 14-18.

 

مشخصات: پوسته بزرگ، استوانه‏ای شکل، در ابتدا دارای یک پیچش تروکوسپایرال کوتاه و سپس تک ردیفی می‏گردد. حجرات پهن و تقریباً حجرات بعدی حجرات ماقبل را در بر می‏گیرند و به نظر می‏رسد حجرات قبلی کوچک‏تر از حجرات بعدی می‏باشند. خط درزها فرو رفته و دیواره ضخیم و جنس آن آگلوتینه درشت دانه است به طوری که ذرات به خوبی از سیمان زمینه قابل تفکیک می‏باشند. دهانه انتهایی و بر روی یک گردن مستقیم قرار دارد.

گسترش جغرافیایی و زمانی: بارکر (Barker 1960) این گونه را از اقیانوس آرام با سن کواترنری گزارش کرد. این گونه‏ها در برش دو برادر با سن بوردیگالین شناسایی شده‏اند.

Superfamily: Textulariacea  Ehrenberg, 1838

Family: Eggerellidae  Cushman,1937

Subfamily: Eggerellinae Cushman,1937

Genus: Martinottinella  Cushman,1933

Martinottiella communis (d’ Orbigny)

Pl.1, Fig. 5

1825 Clavulina communis  d’ Orbigny, p. 102, nr. 4.

1846 Clavulina communis  d’ Orbigny; p. 196, pl. 12, figs. 1, 2.

1960 Martinottiella communis  (d’ Orbigny); Barker, p. 98, pl. 48, figs. 3, 4, 6, 7, 8.

1984 Martinottiella communis  (d’ Orbigny); Papp and Schmid, p. 74, pl. 66, figs. 1-8.

2009  Martinottiella communis (d’ Orbigny); Kender, Kaminski and Jones, p.507, pl.12, figs. 8-10.

2013   Martinottiella communis (d’ Orbigny); Finger, p. 382, pl. 2, fig. 12.

 

مشخصات:پوسته آگلوتینه و تقریباً استوانه‏ای شکل، بخش ابتدای پیچش سه ردیفی و سپس تک ردیفه می‏گردد. دهانه دایره‏ای شکل و روی یک گردن کوتاه قرار دارد.

گسترش جغرافیایی و زمانی: پاپ و اشمید(Papp and Schmid 1984) این گونه را از حوضه وین با سن میوسن گزارش کردند. این گونه از برش دوبرادر با محدوده سنی اکیتانین- بوردیگالین شناسایی شد.

Superfamily: Textulariacea Ehrenberg, 1838

Family: Textularidae  Ehrenberg, 1838

Subfamily: Textulariinae  Ehrenberg, 1838

Genus: Textularia  Defrance, 1824

Textularia  gramen d’ Orbigny, 1846

Pl. 1, Fig. 8

1846 Textularia gramen d’ Orbigny, p.248, pl.15, figs. 4-6.

1984 Textularia gramen d’ Orbigny; Papp and Schmid, p.87, pl. 81, figs. 1- 3.

 

مشخصات: دارای پوسته تقریباً مثلثی شکل که حجرات دو ردیفه آن در ابتدا فشرده و در انتها باز شده‏اند. دارای 7 تا 8 حجره که نسبت طول به پهنای آن‏ها تقریباً برابر و سپتا به صورت مایل و فرو رفته و حاشیه پوسته گرد شده است.

گسترش جغرافیایی و زمانی: پاپ و اشمید (Papp and Schmid 1984) این گونه را از حوضه وین اتریش با سن میوسن گزارش کرده‏اند. این گونه از برش مورد مطالعه با سن اکیتانین- بوردیگالین شناسایی شده است.

Textularia persica nov. sp.

 Pl. 1, Fig. 11

 

مشخصات: پوسته دو ردیفی و از جنس آگلوتینه دانه‏ریز و در برش عرضی تقریباً دایره‏ای می‏باشد. دارای 5 تا 6 جفت حجره که اندازه آن‏ها به تدریج افزایش می‏یابد. حجرات کوتاه و کشیده و دارای خط درز صاف و مستقیم است. دهانه در قاعده حجره آخر قرار داشته و یک کمان کوتاه تقریباً متقارن باارتفاع تقریباً 7 میکرون و سطح قاعده‏ای وسیع می‏باشد. سپتا در محل خط درزها بیرون زده و بر جسته و این برجستگی‏ها به تبدیل شدن آن‏ها به کیل‏های نواری در امتداد پوسته منجر می‏باشند. بیشترین طول پوسته 500 میکرون و بیشترین پهنا 357 میکرون است.

اشتقاق نام(Derivation of name) :persica  بر گرفته از کلمه Persian می‏باشد و چون این گونه اول بار از ایران گزارش می‏شود به این نام خوانده شده است.

هولوتایپ و محل نگهداری نمونه تیپ(Deposition of Type) : هلوتایپ (Pl. 1, Fig. 11) در مجموع نمونه‏های آزمایشگاه دیرینه‏شناسی دانشگاه خوارزمی نگهداری  می‏شود.

 

Type level  : میوسن پیشین

نکته: ویژگی خاص این گونه که به تفکیک آن به صورت گونه متمایز منجر شده است سپتای برجسته و شبیه به کارن در این گونه می‏باشد.

گسترش جغرافیایی و زمانی: این گونه از برش دو برادر در جنوب شرق قم با سن بوردیگالین تقریباً از ابتدای بیوزون M4a وید و همکاران (Wade et al. 2011) شناسایی شده است.

Subfamily: Siphotextulariinae Loebich and Tappan, 1985

Family: Pseudogaudrinidae Loeblich and Tappan, 1985

Subfamily: Pseudogaudryininae Loeblich and Tppan, 1985

Genus:Clavulinoides Cushman, 1936

Clavulinoides jarvisi Cushman,1936

Pl. 1, Fig. 14

1963 Clavulinoides jarvisi Cushman; Viterbo, pl.5, figs. 11a,f.

 

مشخصات: پوسته آگلوتینه، طویل و طول آن بیش از دو برابر پهنا است. در ابتدا سه ردیفه و بعد تک ردیفه می‏شود، خط درز مایل و دارای 8 تا 9 حجره در مرحله تک ردیفه است. در برش عرضی مثلثی و حاشیه حجرات نیمه تیز است. دهانه در مرحله تک ردیفه در انتهای حجره آخر قرار دارد.

گسترش زمانی و جغرافیایی :ویتربو  (Viterbo 1963)این گونه را از نهشته‏های مکران با سن میوسن پیشین تا اواسط میوسن پیشین گزارش کرد. این گونه در برش دوبرادر با سن اکیتانین- بوردیگالین شناسایی شده است.

Clavulinoides lakiensis Mohsenul Haque, 1956

Pl. 1, Figs. 15, 16

1956 Clavulinoides lakiensis Mohsenul Haque, p.43, pl.21, figs. 7 a-b, pl. 32, figs. 1a-b.

مشخصات: پوسته طویل و در برش عرضی مثلثی با حاشیه‏های مقعر تا نزدیک به مسطح، حاشیه تیز ابتدا حجرات سه جهتی که حدود 4/1 پوسته را تشکیل می‏دهند و بعد حجرات تک ردیفه می‏شوند. حجرات بخش اول نا مشخص اما حجرات بخش دوم مشخص می‏باشند و اندازه‏شان به آرامی افزایش می‏یابد. خط درز در بخش تک ردیفه فرو رفته و به سمت بالا خمیده است. پوسته آگلوتینه دانه‏ریز، دهانه در انتهای حجره آخر قرار دارد. 

نکته :تفاوت این گونه با گونه قبلی در حاشیه‏های مقعر و گوشه‏های شدیداً کیل‏دار می‏باشد.

گسترش زمانی و جغرافیایی :محسن الحق (Mohsenul Haque 1956) این گونه را از نهشته‏های پاکستان با سن ائوسن گزارش کرد. این گونه از رسوبات سازند قم در برش دوبرادر با سن اکیتانین- بوردیگالین شناسایی شد.

 

بحث

نوع رخساره غالب سازند قم در ایران مرکزی بیشتر بنتونیک بوده و به همین علت در اکثر نواحی فرامینیفرا بنتونیک از آن‏ها گزارش شده‏اند. مرور مطالعات گذشته نشان می‏دهد که در بین محققان از نظر سن اختلاف نظر وجود دارد مثلاً دانشیان و قنبری (1388) به این اختلافات در قاعده سازند قم یعنی عضوهای  aو b به طور مفصل اشاره کرده و سنی از الیگوسن (روپلین) تا اکیتانین را بر اساس کار محققان دیگر برای قاعده این سازند در عضوهای a وb ذکر کرده‏اند. در این مطالعه گسترش فرامینیفرا به طور کامل در تمامی عضوهای سازند قم (a تاg) مورد ارزیابی قرار گرفته است. بررسی گسترش چینه‏شناسی فرامینیفرا بنتونیک آگلوتینه این مطالعه نشان می‏دهد که اکثر فرامینیفرا بنتونیک آگلوتینه دارای گسترش چینه‏شناسی وسیع در طول برش مورد مطالعه بوده و از زمان اکیتانین تا بوردیگالین حضور دارند و تنها Pseudolituonella spp. و Gaudryina mayerianaمحدود به زمان اکیتانین و Liebusella soldani و Textularia persica nov. sp. در محدوده زمانی بوردیگالین قرار دارند و بقیه گونه‏ها دارای گسترش زمانی در محدوده اکیتانین- بوردیگالین است (شکل 4).

برای تعیین سن برش چینه‏شناسی دوبرادر استناد به این گروه فرامینیفرا بنتونیک با توجه به محدوده‏های چینه‏شناسی گسترده آن‏ها از دقت کار کاسته و امکان معرفی بیوزون را برای این نهشته‏ها سخت می‏نماید در نتیجه برای رفع این مشکل برای بیوزوناسیون و تعیین سن دقیق تر از فرامینیفرا پلانکتون شاخص این برش استفاده شد. در واقع حضور گونه‏های شاخص پلانکتون این اجازه را به ما می‏دهد که این برش را با بیوزوناسیون وید و همکاران (Wade et al. 2011) مقایسه نماییم. به طوری که حضور گونه‏های Globigerinoides triloba, Globigerinoides primordius و گونه Globorotalia sp. به همراه گونه بنتونیک Ammonia sp. در عضو a و نبود گونه‏های شاخص زمان الیگوسن در این عضو سن قاعده این برش را اکیتانین تعیین می‏نماید. در این عضو علاوه بر گونه‏های فرامینیفرا پلانکتون و بنتونیک کوچک، فرم‏های بنتونیک بزرگ (LBF) نیز حضور دارند که شامل گونه‏هایOperculina complanata, Heterostegina spp., Archaias sp. Peneroplis evolutus, Peneroplis thomasi, Miogypsina sp. Lepidocyclina sp. می‏باشند. در عضو b فرامینیفرای پلانکتون شاخص اکیتانین نسبت به عضو a فراوانی بیشتری می‏یابند. علاوه بر این از 5/43 متری گونه Paragloborotalia kugleri (نمونهDB-55 ) ظاهر می‏شود. در این عضو گونه های پلانکتون Paragloborotalia mayeri, Paragloborotalia siakensis, Neogloboquadrina continuosa, Globoquadrina dehiscens, Globigerinoides immaturus, Paragloborotalia opima nana, Globigerina ciperoensis Globigerinella obesa, Catapsydrax dissimilis سن اکیتانین را برای این عضو نشان می‏دهند. فرامینیفرای بزرگ در عضو فوق شاملMiogypsinoides sp. Heterostegina sp. complanata, Miogypsina sp. Operculina می‏باشد. در c-1 تا c-4 تنوع فرامینیفرا با همان روند عضوهای  aوb ادامه می‏یابد. اما گونه‏های Paragloborotalia kugleri Paragloborotalia opima nana, و Globigerina ciperoensis حضور ندارند. فرامینیفرای بنتونیک بزرگ در عضوهای c-1 تاc-4 شامل گونه‏های Miogypsina sp. Heterostegina sp. Miogypsinoides sp. complanata,   Lepidocyclina sp. Operculina می‏باشد. در لایه‏های مارنی عضو c-1 گونه‏های خانواده Miogypsinidae از فراوانی قابل توجهی برخوردارند. سن عضو d با توجه به موقعیت چینه‏شناسی به عنوان یک لایه کلیدی سازند قم در ناحیه الگو اکیتانین در نظر گرفته شد. در عضو e اولین حضور گونه Globortalia preascitula مشخص‏کننده زمان بوردیگالین است و به همراه سایر گونه‏های پلانکتون در این عضو حضور دارد. گونه‏های فرامینیفرای بنتونیک بزرگ شامل Lepidocyclina sp. Miogypsina sp. Miogypsinoides sp.  وHeterostegina sp.  در این عضو حضور دارند. در عضو f حضور گونه‏های Globorotalia archeomenardi مشخص‏کننده زمان بوردیگالین است. گونه‏های فرامینیفرای بنتونیک بزرگ در عضو f شامل Miogypsina sp. Heterostegina sp. Peneroplis evolutus,  است. در عضو g گونه پلانکتون bisphericus  Globigerinoides در متراژ 1102 تأیید کننده زمان بوردیگالین است. در این عضو فرامینیفرای بزرگ Operculina complanata Peneroplis thomasi, Heterostegina sp. Archaias sp. Borelis melo curdica,  می‏باشد. بررسی گونه‏های فرامینیفرای بنتونیک بزرگ (LBF) نشان می‏دهد که اکثر این گونه‏ها دارای محدوده سنی گسترده و با سن اکیتانین تا بوردیگالین‏ می‏باشند و تنها گونه Borelis melo curdica  درمیان لایه‏های آهک‏های عضو g و با محدوده سنی بوردیگالین حضور دارد. در واقع این گونه یکی از گونه‏های بنتونیک شاخص است که اولین حضور آن از 1157 متری و نمونه شماره DB-608 بوده که بر مبنای بیوزوناسیون آدامز و بورژوا (Adams & Bourgeois 1967) مشخص کننده شروع بوردیگالین است (شکل 4).

لازم به ذکر است که برش دوبرادر از جمله برش‏هایی است که فرامینیفرای پلانکتون در آن گسترش نسبت خوبی دارند. در قسمت‏های پیش تر به فرم‏های پلانکتون شاخصی که برای بیواستراتیگرافی و تعیین سن نسبی دقیق‏تر قابل استفاده بوده، اشاره شد و این فرم‏ها مورد بحث قرار گرفتند. اما گونه‏های پلانکتون دیگری نیز در طول برش حضور دارند که از جمله می‏توان به Globigerina praebulloides, Paragloborotalia mayeri, Paragloborotalia siakensis Globigerinella obesa, Neogloboquadrina continuosa, Globigerinoides  subquadratus,   اشاره کرد (پلیت‏های 2 و 3).

بدین ترتیب سن این برش با توجه به فرامینیفرای پلانکتون از نمونه 1 تا نمونه 361 سن اکیتانین (532 متر) و از نمونه 361 تا 676 متعلق به زمان بوردیگالین (850 متر) است. با توجه به سن به‏دست آمده از فرامینیفرا پلانکتون، از 20 گونه فرامینیفرا با پوسته آگلوتینه در بخش قاعده‏ای با سن اکیتانین تنها گونه‏هایGaudryina mayeriana; Pseudolituonella sp. در اکیتانین حضوردارند و باقی در بوردیگالین نیز حضور دارند. همچنین از 17 گونه شناسایی شده از آن‏ها در بخش فوقانی برش با سن بوردیگالین تنها دو گونه Liebusella soldani و Textularia persica nov. sp. حضور دارند. به طوری که گونه اول تقریباً از ابتدای بوردیگالین تا بخش میانی حضور داشته و Textularia persica nov. sp. در بخش میانی حضور دارد. به طوری که این گونه تقریباً ابتدای بیوزون M4a وید و همکاران(Wade et al. 2011) با سن بوردیگالین را نشان می‏دهد. همین ویژگی سبب می‏شود که ما به این گونه جدید به عنوان گونه‏ای که احتمالاً بتواند از لحاظ بیواستراتیگرافی حائز اهمیت باشد، توجه نماییم.

محدوده گسترش چینه‏شناسی Liebusella soldani نیز بایستی در برش‏های دیگر مورد بررسی قرار گیرد تا اهمیت بیواستراتیگرافی آن روشن شود. همین وضعیت در مورد گونه  Gudryana mayerianaنیز صدق می‏کند، این گونه در قاعده بیوزون M2 وید و همکاران (Wade et al. 2011) حضور دارد که می‏تواند سن اکیتانین را مشخص نماید. در بین این فرامینیفرا گونه‏هایClavulinoides  jarvisi, Textularia gramen Clavulinoides lakiensis, Martinottiella communis, Liebusella soldani, Textularia persica nov. sp. برای اولین بار از این سازند گزارش می‏شوند.

 

 


شکل 4- گسترش چینه‏شناسی فرامینیفرا کوچک آگلوتینه، فرامینیفرا بنتیک بزرگ و فرامینیفرا شاخص پلانکتون در برش دو برادر، در جنوب غرب قم.

 

 

در بین جنس‏های شناسایی شده فراوانی حضور Textularia و Gaudryina قابل توجه می‏باشند. بر اساس مطالعاتی که موری (Murray 1991) انجام داد، مشخص شد که این دو جنس به همراه Martinottiella دارای نوع زندگی اپی فونا می‏باشند و هر کدام روش زندگی خاص خود را دارند. در بین آن‏ها Textularia و Gaudryina در بسترهای سخت زیست می‏نمایند. به طور کلی موری (Murrey 1991) اعتقاد دارد که Textularia مربوط به آب‏های سرد است و Gaudryina به آب‏های گرم، اما محدوده زیست آن‏ها از محیط شلف تا باتیال ذکر شده است. به عبارت دیگر شاید بررسی یک مطالعه کمی بر روی گونه‏های Textularia بتواند نوسانات دمایی آب‏ها را در طول زمان در این برش نشان دهد.

 

نتیجه

مطالعه فرامینیفرا کوچک و فاقد پیچش زیر راسته تکسولارینا در کنار فرامینیفرا پلانکتون در برش دو برادر به تعیین سن نسبی نسبتاً دقیق اکیتانین تا بوردیگالین، تشخیص بیوزون‏های M1a  تا M4a و شناسایی و معرفی گونه جدید Textularia persica nov. sp. و گزارش چندین فرم آگلوتینه جدید منجر شد. این گونه جدید که از نهشته‏های بوردیگالین شناسایی شده حضورش مربوط به ابتدای بیوزون M4a می‏باشد. همچنین مشخص شد که گونه‏های soldani, Textularia persica nov. sp. Liebusella از فرم‏های آگلوتینه به همراه فرامینیفرا بوردیگالین و گونه‏های Gaudryina mayeriana, Pseudolituonella sp.  به همراه فرامینیفرا اکیتانین حضور دارند. ضمناً 15گونه هم از فرم‏های کوچک و فاقد پیچش آگلوتینه هم در نهشته‏های اکیتانین و هم در بوردیگالین برش دوبرادر حضور دارند.

 

 

PLATE 1

Scale bar = Micron

Fig. 1, Spiroplectinella carinata(d' Orbigny), Sample no., DB- 174, Lateral view; Fig. 2, Gaudryina mayeriana (d' Orbigny)1846, Sample no. DB- 102, Lateral view; Fig. 3, Gaudryina  sp. ,Sample no. DB- 57, Lateral view; Fig. 4, Liebusella soldani (Jones & Parker), Sample no. DO- 96, Lateral view; Fig. 5,  Martinottiella communis. (d' Orbigny), Sample no.1: DB- 68, Lateral view; Fig. 6, Textularia departita d' Orbigny, 1846, Sample no.6: DB- 55, Lateral view; Fig. 7, Textularia  gramen d' Orbigny,1846, Sample no. DB- 75, Lateral view; Fig. 8, Textularia  laevigata d' Orbigny, 1825

Sample no. DB- 129, Lateral view; Fig. 9, Textularia mariae d Orbigny, 1846, Sample no. DB- 55, Lateral view; Fig. 11, Textularia  persica nov. sp., Sample no. DB-567, Lateral view; Fig. 12, Textularia sp., Sample no. DB- 31, Lateral view;Fig. 13, Siphotextularia rolshauseni  Phleger & Parker, 1951, Sample no. DB – 351, Lateral view; Fig. 14, Clavulinoides jarvisi, Cushman, 1939,Sample no. DB- 56, Lateral view; Figs. 15, 16: Clavulinoides lakiensis Mohsenul Haque, 1956, Sample no. DB- 346,15: Lateral view,16: Appertural view; Fig. 17: Clavulinoides sp., Sample no. DB- 55; Fig. 18, Valvulina sp., Sample no. DB- 184, Lateral view.

 

 

PLATE 2:

Fig. 1, Haplophragmium sp., Sample no. DB- 316, Longitudinal section; Fig. 2, Pseudolitunella sp., Sample no. DB- 170, Longitudinal section, Fig. 3, Bigenerina sp., Sample no. DB – 57, Longitudinal section; Fig. 4, Textularia sp., Sample no. DB- 178, Longitudinal section; Figs. 5, 6, Valvulina spp., 5: Sample no. DB- 601, 6: Sample no. DB- 157, Transverse section; Fig. 7: Globorotalia archaeomenardi Bolli, 1957, Sample No. DB- 464, Axial section; Fig. 8: Globorotalia prescitula Blow, 1959 , Sample No. DB – 361, Longitudinal section; Fig. 9: Paragloborotalia  kugleri (Bolli) Sample No. DB- 70, Axial section; Fig. 10: Catapsydrax  dissimilis (Cushman & Bermudez) , Sample No. DB- 378, Longitudinal section; Fig. 11: Globigerinoides primordius Blow & Banner, 1962 Sample No. DB- 34, Axial section; Fig. 12: Globigerinoides  triloba Reuss, 1850, Sample No. DB- 544, Longitudinal section; Fig. 13: Neogloboquadrina continuosa (Blow), DB- 456, Transverse section; Fig. 14: Paragloborotalia  mayeri (Cushman & Ellisor), Sample No. DB- 603, Transverse section; Fig. 15: Paragloborotalia  siakensis (LeRoy), Sample No. DB- 490, Axial section.

 

 

PLATE 3:

Fig. 1, Globoquadrina dehiscens (Chapman, Parr & Collins), Sample No. DB- 448, Longitudinal section; Fig. 2, Globigerinoides  immaturus Leroy, 1939, Sample No. DB- 85, Axial section; Fig. 3: Globigerinoides  subquadratus Bronnimann, 1954, Sample No. DB- 53, Axial section; Figs. 4, 5:  Borelis melo curdica  Reichel, 1937, 4: Sample No. DB- 654, 5: Sample No. DB- 660, Axial section;Fig. 6: Peneroplis evolutus Henson, 1950 , Sample No. DB- 6, Equatorial section; Fig. 7: Peneroplis thomasi Henson, 1950, Sample No. DB- 6, Longitudinal section; Fig. 8: Archaias sp., Sample No. DB- 26, Longitudinal section; Fig. 9:  Lepidocyclina sp., Sample No. DB- 254, Axial section; Fig. 10: Miogypsina sp., Sample No. 200, Equatorial section; Figs. 11, 12: Miogypsinoides spp., Fig. 11: Sample No. DB- 144, Axial section, Fig. 12: Sample No.  DB- 154, Equatorial section; Figs. 13, 14:   Heterostegina spp., Fig. 13: Sample No. DB- 191, Axial section, Fig. 14: Sample No. DB-176, Transverse section; Fig. 15: Operculina complanata (Defrance), Sample No. DB- 157, Longitudinal section.

افتخار نژاد، ج.، 1359، تفکیک بخش‏های مختلف ایران از نظر وضع ساختمانی در ارتباط با حوضه‏های رسوبی، نشریه انجمن نفت،  شماره 82..

آقا نباتی ، ع.، 1385، زمین‏شناسی ایران، سازمان زمین‏شناسی و اکتشاف معدنی کشور، چاپ سوم.

امامی، م. ه.،1370، شرح نقشه زمین‏شناسی چهارگوش قم، مقیاس 250000/1، شماره E-6 ، سازمان زمین‏شناسی کشور.

باغبانی، د.، م.، الهیاری، و ع.، شاکری، 1375، بررسی حوضه‏رسوبی و توان هیدروکربوری، چینه‏شناسی، چرخه‏های رسوبی و گسل‏های فعال نواحی تکتونیکی - رسوبی و جغرافیای دیرینه قم، طرح و پروژه اکتشافی شرکت ملی نفت ایران

دانشیان، ج.، و م.، قنبری، 1388، بیواستراتیگرافی نهشته‏های عضوهای a و b سازند قم بر مبنای فرامینیفرا پلانکتون در ناحیه الگو، برش چینه‏شناسی کوه دو برادر، جنوب شرق قم، فصلنامه زمین‏شناسی ایران، سال سوم، شماره دوازدهم، صفحات 3-11.

دانشیان، ج.، م.، شهرابی، و م.، اخلاقی، 1389، زیست چینه‏نگاری و محیط دیرینه نهشته‏های سازند قم در شمال خاور ماه نشان، فصلنامه علوم زمین، سال نوزدهم، شماره 76، صفحات 45-50

دانشیان، ج.، و ا.، آفتابی، 1388، بیواستراتیگرافی فرامینیفرهای سازند قم بر اساس یافته‏های جدید در برش چینه‏شناسی طاقدیس نواب در جنوب شرق کاشان، مجله علوم دانشگاه تهران، دوره 35، شماره4، زمستان 1388، صفحات 137 - 154.

رحیم‏زاده، ف.، 1373، زمین‏شناسی ایران، الیگوسن، میوسن، پلیوسن، طرح تدوین کتاب زمین شناسی ایران، شماره12، سازمان زمین شناسی کشور.

نایبی، ز.، 1374، میکروبیواستراتیگرافی سازند قم در نواحی کمرکوه و دو برادران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.

نبوی، م.، ح.، 1355، دیباچه‏ای بر زمین‏شناسی ایران، انتشارات سازمان زمین‏شناسی و اکتشافات معدنی کشور.

Abaie, I., H. J. Ansari, A. Badakhshan, and A. Jaafari, 1964, History and development of the Alborz and Sarajeh fields of Central Iran:Buellton of Iranian Petroleum Institute,v15, p. 561- 574.

Adams, C. G., A. W., Gentry, and P. J., Whybrow, 1983, Dating the terminal Tethyan event: Utrecht Micropaleontolgy Bulletin, v. 30, p. 273- 298.

Adams, T. D., and F. Bourgeois, 1967, Asmari biostratigraphy Iran: Oil Operation Company, Geological Exploration, Report no. 1074, p. 1-37.

Barker, R. W., 1960, Taxonomic notes of the species figured by H. B. Brady in his report on the foraminifera dredged by H. M. S. challenger during the years, 1873 1876: Society of Economic Paleontology Mineralogist, Special Publication, no.9, Tulsa, Oklahoma, U.S.A., 238p.

Berberian, M., and G. C. P. King, 1981, Towards a paleogeography and tectonic evolution of Iran: National Research Council of Canada, p. 210- 263.

Berberian, M., 1983, The southern Caspian: a compressional depression floored by a trapped, modified oceanic crust: Journal of Earth Science, v. 20, p. 163–183.

Bozorgnia, F., 1966, Qum Formation stratigraphy of the Central Basin of Iran and its intercontinental position: Bulletin of Iran Petrology Institute, v. 24, p.  69- 75.

Cushman, J. A., 1927, An outline of are-classification of the foraminifera: Contribution Cushman laboratory Forming Research, v. 3, p. 1-107.

Cushman, J. A., 1933, Foraminifera their classification and economic use: Special Publication, Cushman Laboratory for Foraminiferal Research, v. 12, p. 78 - 89.

Cushman, J. A., 1936, Some new species of Elphidium and realated genera: A monograph of the foraminiferal family Nonionidae, Cushman Laboratory for Foraminiferal Research Contr., v. 12, p. 78 - 89.

Cushman, J. A., 1937, A monograph of the foraminiferal family Valvulinidae: Special Publications Cushman Laboratory for Foraminiferal Research, v. 8, p. 1- 210.

Defrance, J. L. M., 1824, Dictionnaire des sciences naturelles, v. 32, moll-morf., Strasbourg: F. G. Levrault.

Ehrenberg, C. G., 1838, Uber dem blossen Auge unsichtbare Kalkthierchen undKieselthierchen als Hauptbestandtheile der Kreidegebirge,uber die zur  Bekanntmachung geeigneten Verhandlungen der Konigle Preuss Akademie der Wissenschaften zu Berlin, v.1833, p. 192-200.

Finger, K., 2013, Miocene foraminifera from the south-central coast of Chile: Micropaleontology, v. 59, (4–5), p. 341–492.

Ghasemi A. and C. J. Talbot, 2005, A new tectonic scenario for the Sanandaj – Sirjan Zone (Iran): Journal of Asian Earth Science, v. 26, p. 683- 693.

Hadavi, F., M. Notghi, and H., Mousazadeh, 2010, Burdigalian–Serravalian calcareous nannoplanktons from Qom Formation, North Center Iran: Arabian Journal of Geoscience, v. 3, p. 133–139.

Harzhauser, M., W. E. Piller, 2007, Bench Central Paratethys during the Miocene: Paleogeography, Paleclimatology, Paleoecology, v. 183, p. 103- 133.

Haynes, J. R., 1981, Foraminifera: London Mac Millan.

Henson, F. R. S., 1950, Middle Eastern Tertiary Peneroplidae (Foraminifera), with remarks on the phylogeny and taxonomy of the family, The West Yorkshire Printing Company, Limited Wakefield, England, p. 1-70.

Heydari, E., J., Hassanzadeh, W. J. Wade, and A. M., Ghazi, 2003, Permian– Triassic boundary interval in the Abadeh section of Iran with implications for mass extinction. Part 1—sedimentology: Palaeogeogrphy, Palaeoclimatology, Palaeoecology, v. 193, p. 405–423.

Jones, R., W., 1996, Micropalaeontology in petroleum exploration, Clarendon Press, Oxford.

Jones, R., W., 1999, Marine invertebrate (chiefly foraminiferal) evidence for the paleogeography of the Oligocene – Miocene of Eurasia and Consequences for terrestrial vertebrate migration In: Agusti, J. Book, Andrew, L., (Eds.) Hominid evolution and environmental change in the Neogene of Europe: Cambridge University Press, London, p. 274- 308.

Jones, R. W., and M., A., Charnock, 1985, Morphogroup of agglutinated foraminifera, their life positions and feeding habits and potential applicability in (paleo) ecological studies: Revue de Paleobiologie, v. 4(2), p. 311- 320.

Kaminski, M. A., A., Aksu, M., Box, R. N. Hiscott, S. Filipescu, and M., Al-Salameen, 2002, Late Glacial to Holocene benthic foraminifera in the Marmara Sea: implications for Black Sea Mediterranean Sea connections following the last deglaciation: Marine Geology , v. 190, 119-149.

Kaminski, M. A., and C. J. Schroder, 1987, Environmental analysis of deep-sea agglutinated foraminifera : Can we distinguish Tranquil from Disturbed Enviroments?: Proceedings of the Eighth Annual Research conference of the Gulf coast section of the Society of Economic Paleontologists and Mineralogists Foraminifera, p. 90- 93.

Kender, S., M. Kaminski and R. W. Jones, 2009, Early to middle Miocene foraminifera from the deep-sea Congo Fan, offshore Angola: Micropaleontology, v. 54, p. 477- 568.

Loeblich, A. R., and H. Tappan, 1985, Some new and redefined genera andfamilies of agglutinated Foraminifera II: Journal of Foraminiferal Research, v. 15, p. 175-217.

Loeblich, A. R., and J. H. Tappan, 1988, Foraminiferal genera and their classification, Van Nostrand Reinhold Company, 2 vols., pls. 847,New York,869 p.

Mohamadi, E. A., H. Safari, M. Vaziri-Moghaddam, R. Vaziri and M. Ghaedi, 2011, Microfacies analysis and paleoenviornmental interpretation of the Qom Formation, South of the Kashan, Central Iran: Carbonates Evaporates, v. 26, p. 255–271.

Mohsenul Haque, A. F. M., 1956, The Foraminifera of the Ranikot and the Laki of the Nammal Gorge, Salt Rang: the Geological Survey of Pakistan, v.1, p.1-300.

Murray, J. W., 1991, Ecology and Paleoecology of Benthic Foraminifera: Longman Scientific and Technical, New York, 397p.

Orbigny, d’ A., 1826, Tableau methodique de la classe des Cephalopods: Annales des Sciences Naturelles, v. 7, p. 245-314.

Orbigny, d’ A., 1846, Foraminifers fossils du bassin Tertraire de vienne (Autriche): Paris, Gide et Comp., 312 p.

Papp, A., and M. E. Schmid, 1985, Die fossilen foraminiferen des Tertiaren Beckens von Wien revision der monographie von Alcide d`Orbigny (1846) : Abhandlengen der Geologischen Bundeanstalt Band 37,Wien, 311p.

Parker, L., 1954, Biostratigraphy of the Foraminiferain the Northeastern Gulf of Mexico : Bulletin of the Museum of Comparative Zoology, Harvard College, 453p.

Petrova, P., 2004, Foraminiferal assemblages as an indicator of foreland basin evolution: Bulletin of Geosciences, Czech Geological Survey, v. 79, p. 231– 242.

Reuter, M., W. E. Piller, M. Harzhauser, O. Mandic, B. Berning, F. Rogl, A. Kroh, P. Aubry, U. Wielandt-Schuster, and A. Hamedani, 2007, The Oligo- Miocene Qom Formation (Iran): evidence for an early Burdigalian restriction of the Tethyan seaway and closure of its Iranian gateways: Journal of Earth Science, v. 98, p. 627- 650.

Rogl, F., and F. F. Steininger, 1984, Neogene Paratethys, Mediterranean and Indo- Pacific sea way. Implications for the paleobiogeography of marine and terresterial biotas. In:  P. Brenchley (Ed.) Fossils and Climate: Wiley, Chichester, v. 2, p. 171- 200.

Saidova, K. H. M., 1981, O sovremennom sostoyanii sistemy nadvidovykh taksonov Kaynozoyskikh bentosnykh foraminifer [On an up to date system of supraspecific taxonomy of Cenozoic benthonic foraminifera ]: Institut Okeanologii P. P. ShirshovaAkademiya Nauk SSSRMoscow875p.

Schwager, C., 1877, Quadro del proposto sistema di classificazione dei foraminiferi con guscio: Bulletin Committee Geology d’Italia, v. 8, p. 18-27.

Seddighi, M., H. Vaziri-Moghaddam, A. Taheri, and A. Ghabeishavi, 2012, Depositional environment and constraining factors on the facies architecture of the Qom Formation, Central Basin, Iran: Historical Biology, v. 24, p. 91–100.

Soder, P. A., 1955, The Tertiary of the Qom, Shurab area: National Iranian Oil Company, Geology Republic, Report 123, 79 p., Unpublished.

Stocklin, J., 1968, Structural history and tectonics of Iran: A review: American Association of Petroleum Geologists Bulletin, v. 52, p. 1229–1258.

Stocklin, J., and A. Setudehnia, 1971, Stratigraphic Lexicon of Iran: Ministryof Industry and Mine, GeologicalSurvey of Iran, Report 18. 376p.

Todd, R., 1965, The foraminifera of the tropical collections of the 'Albatross' (1899-1900): Part 4, Rotaliform families and planktonic families: Bulletin of the United States National Museumv. 161, p. 1-139.