<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی</title>
    <link>https://jssr.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی، سال چهل و دوم، شماره پیاپی 102، شماره اول، 1405</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30043.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر رویداد حداکثر گرمایی پالئوسن-ائوسن (PETM) بر ویژگی‌های پتروگرافی آلی قاعدۀ سازند پابده در تاقدیس کوه گورپی، جنوب ‌غرب ایران</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_29706.html</link>
      <description>این مطالعه، تأثیر رخداد حداکثر گرمایی پالئوسن-ائوسن (PETM) را بر ویژگی‌های پتروگرافی آلی قاعدۀ سازند پابده در برش تنگ حتی، واقع در تاقدیس کوه گورپی در جنوب ‌غرب ایران بررسی می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;کند. در همین راستا، به&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;منظور تعیین مرز پالئوسن-ائوسن از روش&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های مطالعات نانوفسیلی بهره گرفته ‌شد. همچنین نمونه‌های برداشته&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده از برش&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; مطالعه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده با استفاده از میکروسکوپ انعکاسی، ازلحاظ پتروگرافی آلی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از مطالعات نانوفسیلی نشان داد که مرز پالئوسن-ائوسن در محدودۀ 26.5 متری از قاعدۀ سازند پابده، بین زیرزون‌های NP9a و NP9b و با حضور گونه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های شاخص Discoaster araneus، Rhomboaster cuspis و R. spineus قرار دارد. علاوه بر این، نتایج پتروگرافی آلی نشان داد که توالی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; مطالعه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده به‌طور کلی تحت شرایط اکسیدان ته‌نشین شده است. این مشاهدات حاکی از حضور یک بخش با رنگ نسبتاً تیره‌تر، تمرکز پایین فسیل‌ها و مقدار بالای مادۀ آلی نسبت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;به بخش‌های پایینی و بالایی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند. با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، بخش‌های مذکور در&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; نتیجۀ افت محدود سطح آب ته‌نشین شده‌اند که به‌موجب آن حجم رسوبات ورودی به درون حوضه افزایش یافته و ورود مواد آلی گیاهی نیز، بیشتر شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی افق بهره‎‍ده و ویژگی هیدروکربنی مخزن فهلیان با استفاده از آنالیزهای برخط گاز همراه گل حفاری در میدان یادآوران، دشت آبادان</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_29747.html</link>
      <description>ارزیابی برخط گاز همراه گل حفاری اطلاعات ارزشمندی را دربارۀ افق&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های مخزنی و نوع سیال موجود در آنها در حین حفاری ارائه می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;دهد. این پژوهش با استفاده از ارزیابی ژئوشیمیایی گازهای هیدروکربنی موجود در گل حفاری، افق&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های بهره&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;ده مخزن فهلیان را در میدان یادآوران واقع در دشت آبادان، بررسی می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;کند. ثبت و ذخیرۀ اطلاعات گاز همراه از گل حفاری با یک دستگاه کروماتوگرافی گازی با آشکارگر شعلۀ یونی انجام و نسبت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های هیدروکربنی پیکسلر، تری، تعادل، شاخص برای دو چاه حفر&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده در مخزن فهلیان محاسبه شد. نتایج این نسبت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;ها نشان داد که سازند فهلیان&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; کیفیت مخزنی دارد و سیال موجود در آن، نفت سبک است. رابطۀ نسبت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های تری و تعادل، مخزن فهلیان را به دو افق مخزنی تقسیم می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;کند. افق پایینی مخزن، جایی &amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;که اختلاف این دو نسبت کم است، حاوی نفت سبک است؛ در حالی که اختلاف بیشتر آنها در افق بالایی، ناشی از ناحیۀ با توان پایین تولید است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>زون‌بندی پتروفیزیکی با تلفیق نگارهای چاه‌پیمایی و داده‌های مغزه در مخازن کربناته، مطالعۀ موردی سازندهای دالان و کنگان در مرکز خلیج‌فارس</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_29805.html</link>
      <description>کربنات‌های مخازن گازی بازۀ زمانی پرمین - تریاس سازندهای کنگان - دالان در بخش مرکزی خلیج‌فارس، از مخازن بزرگ ایران و جهان&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند. زون‌بندی ترکیبی پتروفیزیکی و مغزه، بسیاری از مشکلات پیچیدۀ ناشی از ناهمگنی مخزن را حل می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;کند&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و درک بهتری از ویژگی‌های مخزنی را ارائه می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;دهد. در این مطالعه، با استفاده از تحلیل خوشه‌بندی چند‌متغیره، زون‌بندی ترکیبی پتروفیزیکی و مغزه در چاه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; مطالعه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده انجام شد. نتایج با داده‌های پتروفیزیکی، تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی و توزیع اندازۀ گلوگاه‌های منفذی مقایسه شدند. نتایج نشان داد دولومیتی‌شدن بافت - تخریبی در بخش بالایی K2 و بخش پایینی K4، مسیرهای میکروسکوپی را برای اتصال تخلخل‌های اولیه، ایجاد کرده است. انحلال در بخش پایینی K2 و بخش بالایی K4، موجب ایجاد تخلخل‌های متصل و به ‌این ‌ترتیب، تراوایی بالا در این زون‌ها مشاهده می‌شود. در واحدهای K1 و K3، دولومیتی‌شدن و انحلال به‌صورت انتخابی در بافت رخ داده و&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; مسیرهای جریان سیال ایجاد نشده‌اند. این تأثیرات دیاژنزی، به ایجاد زون‌هایی با تخلخل بالا - تراوایی پایین (زون 2)، تراوایی بالا - تخلخل پایین (زون 3) و زون‌های غیر مخزنی (زون‌های 4 و 5) منجر شده‌اند. یک زون خاص با تخلخل و تراوایی بالا (زون 1) و ضخامت کم نیز، وجود دارد که زون انتقالی بین بخش پایینی تراوا و بخش بالایی متخلخل واحد K4 است. البته باید توجه داشت که بخشی از این خصوصیات، از رخساره‌های اولیه تأثیر پذیرفته است. تمامی این زون‌ها با الگوریتم جدید شناسایی شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ دیرین زیست جغرافیای بازوپایان اردویسین پسین ایران با استفاده از آنالیز‌های کمی</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_29579.html</link>
      <description>چکیدهبازوپایان، یکی از مهم&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;ترین فونای بنتیک در اردویسین پسین&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند که فراوانی و تنوع زیادی را در بسیاری از قاره‌ها نشان می‌دهند. در این مطالعه، از رویکرد کمی تجزیه و تحلیل چند متغیره برای مطالعۀ دیرینه‌زیست جغرافیای بازوپایان ایران و ارتباط آنها با بازوپایان دیگر نقاط جهان از قبیل بالتیکا، آوالونیا، لورنشیا، چین جنوبی، قزاقستان، فرانسه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و پرتغال در زمان اردویسین پسین (کاتین پیشین) استفاده شد. بر&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اساس نتایج به دست آمده از تحلیل خوشه‌‌ای (CA)، شش خوشۀ اصلی و دو زیر خوشه متمایز شد. نتایج به دست آمده از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA)، نشانگر تمایز هفت گروه اصلی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند و شباهت بسیار بالایی را با خوشه‌های اصلی حاصل از روش تحلیل خوشه‌‌ای نشان می‌دهند. بر&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه‌‌ای، بازوپایان بجنورد ایران همراه با بازوپایان آوالونیایی از قبیل Shropshire، Powys (ولز)، Anglesey (ولز) و Meath (ایرلند) در یک خوشه قرار می‌گیرند. بر&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اساس نمودار پراکندگی PCA، بازوپایان منطقۀ بجنورد با بازوپایان آوالونیایی در یک گروه قرار می‌گیرند و از بازوپایان مناطق زاگرس و انارک در ایران مرکزی، که یک گروه مجزا را با بازوپایان مناطق فرانسه، پرتغال&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و مراکش تشکیل می‌دهند، متمایز می‌شوند. نتایج حاصل از روش PCA، نشان&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;دهندۀ قرار&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;گرفتن بازوپایان حوضۀ درون&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;قاره‌ای لورنشیا از قبیل نیویورک، جزیرۀ مانیتولین، کنتاکی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و ایندیانا در یک گروه مجزاست و نسبت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;به بازوپایان حاشیۀ قاره‌ای از قبیل حوضۀ آپالاچیان، Tyrone (ایرلند شمالی)&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; و Girvan (اسکاتلند) تمایز نشان می‌دهند.&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشخیص نوع سیالات هیدروکربنی براساس تلفیق ژئوشیمی گل حفاری و پتروفیزیک در مخزن دالان در یکی از میادین خلیج‎‍فارس</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_29947.html</link>
      <description>سازند دالان، یکی از مهم‌ترین توالی‌های کربناته&amp;amp;ndash;تبخیری در حوضۀ خلیج‌فارس است که نقش کلیدی در تأمین منابع گازی کشور دارد. با وجود مطالعات گستردۀ پتروفیزیکی، به تحلیل تلفیقی داده‌های ژئوشیمی گازهای محلول در گل حفاری و داده‌های پتروفیزیکی کمتر&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; توجه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی نوع سیالات هیدروکربنی و ارزیابی کیفیت مخزنی زون‌های K3 و K4 در یکی از چاه‌های میدان گازی پارس جنوبی، از داده‌های برخط گاز همراه گل حفاری و نگارهای پتروفیزیکی بهره برده است. داده‌های گازی پس از کنترل کیفیت و تحلیل، با استفاده از پارامترهای هاورث و نمودارهای پیکسلر، با داده‌های پتروفیزیکی تلفیق شد تا زون‌های بهره‌ده و نوع سیال به&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;دقت مشخص شود. نتایج نشان داد که زون K3 در بیشتر مواقع یک مخزن گازی با ترکیب متان و اتان و کیفیت ضعیف است؛ در حالی که زون K4 به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش پایینی با کیفیت ضعیف و غالبیت آب و بخش بالایی با کیفیت متوسط تا خوب که حضور هیدروکربن‌های سنگین‌تر و میعانات سبک (کاندنسیت) را نشان می‌دهد. این مطالعه تأکید می‌کند که تلفیق داده‌های پتروفیزیکی و ژئوشیمیایی، ابزار مؤثری برای تعیین نوع سیال، شناسایی افق‌های بهره‌ده و بهینه‌سازی برنامه‌های توسعۀ مخازن کربناته&amp;amp;ndash;تبخیری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Tethyan Seaway during Late Miocene-Early Pliocene: with indication of constraints from foraminifera of the Southern Iran</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30228.html</link>
      <description>A micropaleontological analysis of the Miocene strata in the Qeshm and Minab regions of southern Iran has yielded a diverse foraminiferal assemblage, comprising twenty-five species belonging to fifteen genera. This fauna is predominantly reported for the first time from these studied outcrops. The identified taxa include:&amp;amp;nbsp;Asterorotalia dentata, A. pulchella, Triloculina tricarinata, T. terquemiana, T. trigonula, Trilobatus (Globigerinoides) trilobus, Globigerina bulloides, Quinqueloculina bogdanowiczi, Textularia agglutinans, Praeorbulina transitoria, Elphidium crispum, E. craticulatum, E. asiaticum, E. advenum limbatum, E. advenum macelliforme, E. advenum maorium, Poroeponides lateralis, Eponides repandus, Eponides isabellanus, Rotalinoides compressiuscula, Challengerella bradyi, Ammonia beccarii,&amp;amp;nbsp;and&amp;amp;nbsp;Bolivina spathulata. Biostratigraphic analysis, based on key index species, provides refined age constraints for the regional stratigraphy. Within the Mishan Formation on Qeshm Island, the presence of&amp;amp;nbsp;Praeorbulina transitoria&amp;amp;nbsp;and&amp;amp;nbsp;Quinqueloculina bogdanowiczi&amp;amp;nbsp;in the white sandy limestone of the Stars Valley section indicates a Langhian-Serravallian boundary age. The uppermost strata of the Mishan Formation on the island suggest a depositional range extending from the late Serravallian to the Mio-Pliocene boundary, potentially correlating with the interval of global planktonic foraminiferal zones N8-N9 to N19-N20. In the Minab region, the Gushi Marl of the Makran Basin is dated to the latest Miocene (Messinian) to early-middle Pliocene (Zanclean to Piacenzian boundary), corresponding to the time encompassed by biozones N19-N20. The paleobiogeographic distribution of the fauna is particularly significant. The co-occurrence of these species in the studied areas, coupled with the presence of&amp;amp;nbsp;Quinqueloculina bogdanowiczi-a taxon previously documented only from the Central Eastern Paratethys during the Serravallian to Tortonian-suggests the existence of a marine connection during the Late Miocene. This evidence supports a seaway linking the Iranian Gateway and the Iraqi Basin (represented by the Fatha Formation) with the marginal marine environments of the eastern Paratethys (Qom Basin), the Central Paratethys, the Indo-Pacific Ocean, and the proto-Mediterranean.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول محیط رسوبی و تغییرات زیستی- ژئوشیمیایی در گذر پرمین- تریاس خلیج‎‍فارس مرکزی</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_29992.html</link>
      <description>در این پژوهش، پراکندگی چینه‌شناسی روزنبران و تحول محیطی توالی‌های مرز پرمین&amp;amp;ndash;تریاس در بخش مرکزی خلیج&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;فارس (عضو بالایی دالان و قاعدۀ سازند کنگان) با تلفیق مطالعات فسیل‌شناسی، ریزرخساره‌نگاری و آنالیزهای ایزوتوپی &amp;amp;delta;&amp;amp;sup1;&amp;amp;sup3;C)، &amp;amp;delta;&amp;amp;sup1;⁸O و (87Sr/86Sr بررسی شد. نتایج، سه زیست‌زون تجمعی محلی در دالان بالایی و قاعدۀ کنگان و فراوانی شاخصِ Paradagmarita را نشان می‌دهد که هم‌پوشانی زیست‌جغرافیایی با پهنه‌های تقریباً هم‌عهد در ترکیه، قفقاز، عربستان و عمان دارد. تحلیل ریزرخساره‌ها، سه کمربند رخساره‌ای کولاب، پشته‌های زیرآبی و پهنه کشندی را مشخص کرد که دلالت بر روندِ کاهش عمق از رخسارۀ کولاب به&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;سوی پیراکشندی دارد. کاهش هم‌زمان &amp;amp;delta;&amp;amp;sup1;&amp;amp;sup3;C و &amp;amp;delta;&amp;amp;sup1;⁸O در نزدیکی مرز مشاهده شد که با بحران زیستی و شرایط کم‌اکسیژن منطبق است. افزایش نسبت87Sr/86Sr &amp;amp;nbsp;در مرز نشان‌دهندۀ افزایش نفوذ مواد قاره‌ای و شدت&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;یافتن فرسایش شیمیایی است. نتایج نشان‌دهندۀ رشد متوسط اندازۀ اائیدها و تغییرات جمعیتی روزن‌بران و محیطی نسبتاً کم‌عمق، گرم، پرتنش و کم‌اکسیژن است. نوآوری این مطالعه در کاربرد هم‌زمان سه حوزۀ داده‌ای (رسوب‌شناسی، ژئوشیمی، فسیل‌شناسی) در چند برش زیرسطحی است که بازسازی دقیق‌تر تحول محیطی و رخدادهای زیستی آغاز تریاس را ممکن می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پتروگرافی، زمین‎‍شیمی و خاستگاه نهشته‎‍های آواری سازند آغاجاری (شمال حسینیه، اندیمشک، استان خوزستان)</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30258.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، بررسی پتروگرافی، زمین&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شیمی و خاستگاه نهشته&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های آواری سازند آغاجاری (میوسن بالایی- پلیوسن) در شمال حسینیه و اندیمشک بوده است. مطالعات پتروگرافی و آنالیز مدال ماسه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;سنگ&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های این سازند، نشان داد کانی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های کوارتز، فلدسپات با منشأ آذرین و خرده&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;سنگ&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;ها (آذرین، دگرگونی، رسوبی)، ترکیب عمدۀ ماسه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;سنگ&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های منطقۀ&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj; مطالعه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;. همچنین این نتایج نشان دادند که نمونه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های مطالعه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;شده در محدودۀ کوهزایی، با چرخۀ مجدد و انتقالی قرار می&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;گیرند که طی بازۀ زمانی میوسن پسین- پلیوسن با شرایط آب و هوایی گرم و نیمه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;خشک شکل گرفته&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند. بیشتر کانی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های رسی این رسوبات، کلریت و ایلیت با منشأ تخریبی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند. مقادیر Th/Co در برابر La/Sc بیانگر سنگ مادر سیلیسی و عناصر Ti/Zr در برابر La/Sc و La/Th در برابر Hf، بیانگر سنگ منشأ آندزیتی برای سازند آغاجاری است. رسم مقادیر Th/Sc در برابر Zr/Sc، نشان داد که نمونه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های سازند آغاجاری حاصل سیکل اول رسوب&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;گذاری&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند. حرکات کوهزایی بازه&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های زمانی میوسن- پلیوسن (فازهای کوهزایی ساوین و استرین) در زاگرس چین&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;خورده، سبب فرسایش مخلوطی از سنگ&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های آذرین- افیولیتی پوستۀ اقیانوسی نئوتتیس و سنگ&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های دگرگونی شمال لرستان و کرمانشاه به&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;همراه توالی&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;های رسوبی زاگرس چین&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;خورده (سازندهای امیران، تله&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;زنگ، کشکان، شهبازان و آسماری) بوده است و این واحدها، تأمین&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;کنندۀ رسوبات آواری سازند آغاجاری در ناودیس منطقۀ حسینیه و اندیمشک بوده&amp;amp;lrm;&amp;amp;zwj;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رخساره‌ها، محیط‌های رسوبی و چینه‌نگاری سکانسی سازند آسماری در میدان نفتی چهاربیشه، زاگرس، ایران</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30351.html</link>
      <description>سازند آسماری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مخازن کربناته زاگرس، در میدان نفتی چهاربیشه با هدف شناسایی رخساره‌ها، محیط‌های رسوبی و چینه‌نگاری سکانسی مورد بررسی قرار گرفت. بررسی ۳۱۶ متر از مغزه و خرده‌نمونه‌های یکی از چاه‌های میدان نفتی چهاربیشه، منجر به شناسایی ۱۴ رخساره کربناته گردید که در چهار کمربند رخساره‌ای اصلی شامل پهنه جزرومدی، لاگون نیمه‌محصور، سد ریفی و دریای باز نهشته شده‌اند. توالی عمودی رخساره‌ها نشان‌دهنده یک روند کلی کم‌عمق‌شونده و تدریجی از نواحی دریای باز به سمت محیط‌های ساحلی است که بیانگر نهشت در یک پلتفرم رمپی هموکلینال با شیب ملایم می‌باشد. تحلیل چینه‌نگاری سکانسی منجر به شناسایی چهار سکانس رسوبی رده سوم گردید که هر یک از دو دسته‌رخساره پیشروی (TST) و تراز بالا (HST) تشکیل شده‌اند. مرزهای سکانسی نوع دوم و سطوح حداکثر پیشروی دریا (MFS) در این توالی‌ها به‌خوبی قابل تشخیص بوده و نشان‌دهنده نوسانات نسبی سطح دریا در زمان میوسن است. نتایج این پژوهش الگوی رسوبی سازند آسماری را به‌صورت یک رمپ کربناته هموکلینال معرفی می‌کند که در آن تغییرات رخساره‌ای تابعی از نوسانات سطح دریا و انرژی محیطی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ریزرخساره ها، محیط رسوبی و توالی‌های دیاژنزی نهشته‌های الیگوسن- میوسن زاگرس چین‌خورده (سازند آسماری، پهنه لرستان)</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30376.html</link>
      <description>در این پژوهش تاریخچه رسوب‌گذاری و پس از رسوب‌گذاری سنگ‌های کربناته سازند آسماری در پهنه لرستان مطالعه شده است. سه برش چینه‌شناسی (برش شمال خرم-آباد 3/92 متر، برش جنوب شرق خرم‌آباد 90 متر و برش جنوب غرب خرم‌آباد 190 متر) در راستای این هدف انتخاب شده است و در مجموع 380 نمونه از این برش‌ها جهت مطالعات سنگ‌شناسی برداشت گردید. در این برش‌ها مرز زیرین سازند آسماری با سازند شهبازان به صورت ناپیوستگی هم‌شیب و مرز بالایی آن با سازند گچساران ناپیوستگی فرسایشی است. در این توالی‌ها 13 ریزرخساره شامل ریزرخساره‌های انیدریت، دولومادستون فنسترال، دولومادستون ندولار، وکستون/پکستون داری اکستراکلست، مادستون تا وکستون دارای آشفتگی زیستی، وکستون/پکستون دارای روزن‌داران بدون منفذ، وکستون/پکستون دارای روزن‌داران بدون منفذ و منفذدار، وکستون/پکستون دارای روزن‌داران منفذدار، گرینستون بایوکلستی حاوی روزن‌دار، پکستون تا گرینستون دارای روزن‌داران، اکینودرم، بریوزوئر و کورالین، رودستون/فلوتستون حاوی روزن‌دار و جلبک کورالیناسه‌آ، فلوتستون/رودستون بایوکلستی حاوی جلبک قرمز کورالین و ریزرخساره مادستون تا وکستون داری روزن‌داران پلانکتونیک شناسایی گردید که بیانگر محیط رسوبی از نوع رمپ کربناته می‌باشند. در این برش‌ها چندین فرآیند دیاژنزی ازجمله میکریتی شدن، نوریختی، سیمانی شدن (نوع دریایی، آب شیرین و تدفینی)، انحلال و تخلخل (وابسته به فابریک سنگ و غیر وابسته فابریک)، و جانشینی (پیریتی شدن، سیلیسی شدن و دولومیتی شدن) رخ داده است. براساس شواهد پتروگرافی، توالی پاراژنتیکی نهشته‌های سازند آسماری در این برش‌ها در چهار محیط دریایی، آب شیرین، تدفینی و بالاآمدگی تفسیر شده است. این فرآیندها مراحل دیاژنزی اولیه (ائوژنز) ، دیاژنز میانی (مزوژنز) و دیاژنز نهایی ( تلوژنز)  را پشت سر گذاشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنگ‌چینه‌نگاری و پتروفاسیس نهشته‌های تریاس میانی (بخش بالایی سازند الیکا) و تریاس بالایی-ژوراسیک زیرین (بخش قاعده ای سازند شمشک، سازند شهمیرزاد)در معدن بوکسیت جاجرم</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30392.html</link>
      <description>توالی کاملی از سنگ‌های سازند الیکا با سن تریاس پیشین–میانی و گروه شمشک با سن تریاس پسین–ژوراسیک میانی در شمال‌شرقی جاجرم (حوزه ساختاری البرز خاوری) رخنمون دارد. در این پژوهش، بخش بالایی سازند الیکا و سازند شهمیرزاد از گروه شمشک بر اساس مطالعات سنگ‌چینه‌نگاری و پتروگرافی بررسی شده‌اند.
بخش بالایی سازند الیکا شامل حدود ۸۰ متر دولومیت و آهک دولومیتی متوسط‌لایه تا ضخیم‌لایه است که عمدتاً دارای ساخت‌های استروماتولیتی بوده و فاقد فسیل می‌باشد. این ویژگی‌ها بیانگر نهشت در محیط جزر و مدی است. این سازند با ناپیوستگی فرسایشی بر روی سازند مبارک قرار گرفته است.
سازند شهمیرزاد با ضخامت حدود ۲۸۵ متر، عمدتاً از شیل به همراه لایه‌هایی از ماسه‌سنگ تشکیل شده و از نظر سنگ‌چینه‌نگاری به واحدهای مختلفی تقسیم می‌شود. از لایه‌های شاخص این سازند می‌توان به ماسه‌سنگ میانی با فراوانی فسیل‌های گیاهی کالامیت و در بخش بالایی به یک لایه آهکی فسیل‌دار اشاره نمود.
پتروفاسیس‌های غالب در سازند شهمیرزاد سیلتستون، لیتارنایت با سیمان و ماتریکس رسی، لیتارنایت با سیمان کربناته، فلدسپاتیک لیتارنایت با سیمان کربناته، فلدسپاتیک لیتارنایت با سیمان سیلیسی، لیتیک آرکوز با سیمان کربناته و لیتیک آرکوز با سیمان رسی می‌باشند. لیتآرنایت یکی از این گروها است که معرف توالی‌های بالا آمده  ناشی از کمربند‌های کوهزایی و ته-نشست آن‌ها در حوضه فورلند است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی شرایط ته‌نهشت نهشته‌های آواری ائوسن زاگرس (سازند کشکان، جنوب لرستان)</title>
      <link>https://jssr.ui.ac.ir/article_30406.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی رخساره‌های سنگی و محیط رسوبی سازند کشکان (ائوسن میانی) در حوضه‌ی رسوبی لرستان می‌باشد. در این راستا چهار برش چینه-شناسی انتخاب گردید. سازند کشکان در منطقه مورد مطالعه با ضخامت متغیر بین 150 تا 200 متر از کنگلومرا، ماسه‌سنگ و به مقدار کمتر رخساره‌های ریزدانه تشکیل شده است. مطالعات صحرایی بر روی چهار  برش منجر به شناسایی 12 رخساره سنگی شد که شامل پنج رخساره سنگی کنگلومرایی (Gm, Gms, Gp, Gh, Gt)،  پنج رخساره سنگی ماسه‌سنگی (Sp, St, Sm, Sh, Sr) و دو رخساره سنگی گلی (Fm, Fl) گردید. بر اساس تغییرات عمودی و جانبی رخساره‌ها، محیط رسوبگذاری این نهشته‌ها سیستم رودخانه‌ای بریده بریده با بستر گراولی و ماسه‌ای در نواحی نزدیک به منشأ بوده است. توالی‌های آواری سازند کشکان بر روی کربنات-های دریایی سازند تله‌زنگ قرار گرفته که نشان از پسروی دریا و پیشروی رودخانه‌های بریده بریده به سمت حوضه است. کاهش فضای رسوب‌گذاری نسیت به تأمین رسوب سبب پیشروی رخساره‌های رودخانه‌ای نوع بریده بریده در دسته رخساره LST برای سازند کشکان بوده است. آنالیز جهت جریان دیرینه در این سازند روند شمال شرق به جنوب غرب را نشان می‌دهد که شاهدی بر جریان‌های یک‌طرفه (رودخانه‌ای) در سازند کشکان است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
