Document Type : Research Paper
Author
Assistant Professor, Department of Geology, University of Tabriz, Tabriz, Iran
Abstract
Keywords
مقدمه
براساس سکانس کراتونی Sloss (1963)، بعد از پسروی Sauk در اوایل اردویسین، پیشروی Tippecanoe باعث زیر آب قرار گرفتن تدریجی کراتون لورنشیا[1] در اردویسین میانی تا پسین شد (Sloss 1963; Levin 1996). همزمان با اردویسین پسین (کاتین میانی[2])، قسمت زیادی از لورنشیا ازطریق یک دریای اپیکانتیننتال[3] کمعمق پوشانده و باعث ایجاد سکوهای کربناته در حوضههای داخل قارهای[4] و فلات پریکراتونی[5] شد (Finnegan et al. 2012). این رخداد پیشروی دریایی و ایجاد ساختارهای کربناته به احتمال زیاد، حاکی از وجود یک اپیزود گرمایش گلخانهای [6]در اردویسین پسین بوده است. علاوه بر این، وجود برخی از دادههای رسوبشناسی و ژئوشیمیایی، فرضیۀ حضور یک اپیزود سرمایش را در اردویسین پسین قوت بخشیده و به اقلیم سرد و یخبندان Hirnantian منجر شده است (Page et al. 2007; Trotter et al. 2008; Buggisch et al. 2010). تفاسیر مربوط به تغییرات اقلیمی زمان اردویسین پسین بحثبرانگیز است و همانند رخداد بودا (Boda event) در اواخر کاتین هم بهعنوان اپیزود گرمایش و هم اپیزود سرمایش، تفسیر شده است (Fortey and Cocks 2005; Cherns and Wheeley 2007).
بازوپایان یکی از مهمترین گروههای بیمهرگان دریایی پالئوزویئک است که تنوع و فراوانی زیادی را در اردویسین دارد و در مطالعات دیرینهزیست جغرافیا از اهمیت بالایی برخوردارند. براساس مطالعۀ Webby (2000)، در طی «رخداد تنوع بزرگ اردویسین“[7]»، گروههای فسیلی مختلف از قبیل بازوپایان، سه ماکزیمم تنوع جهانی را نشان میدهند. دادههای مربوط به بازوپایان، نشان میدهد که بازوپایان بهطور جهانی در طول داپیینگین[8] و داریویلین[9] تنوع یافتند (Harper and Rong 2001). تنوع بازوپایان ارتید[10] نشاندهندۀ سه ماکزیمم در داریویلین پسین[11]، سندبین پسین[12] و کاتین پسین[13] است (Harper 2006). بازوپایان آتریپید[14] برای اولین بار در اواخر داریویلین به وجود آمدند، در سندبین و کاتین پیشین[15] تنوع یافتند و در کاتین پسین به بالاترین تنوع رسیدند (Cocks and Rong 2000).
بازوپایان قارههای مختلف در زمان اردویسین، مسیر تنوعی متفاوتی داشتند. بازوپایان بالتیکا[16] در طول اردویسین، چهار ماکزیمم تنوع را در داریویلین میانی، داریویلین پسین، سندبین پسین و کاتین پسین نشان میدهند و نسبتبه روند تنوع بازوپایان آوالونیا[17] و گندوانا[18] تفاوت زیادی را دارند. بازوپایان گندوانا در طول اردویسین، یک اوج تنوع را در سندبین پسین نشان میدهند که مشخصکنندۀ تأخیر در تنوع بازوپایان گندوانا نسبتبه دیگر قارههاست(Hints and Harper 2001; Harper 2006). مطالعات انجامیافته بر بازوپایان اردویسین در چین جنوبی، نشان میدهد که شروع تنوع بازوپایان در این منطقه زودتر از دیگر مناطق جهان با سه ماکزیمم، اوایل فلوین پیشین[19]، داریویلین پسین و کاتین پسین همراه بوده است (Zhan and Harper 2006).
بازوپایان آمریکای شمالی در اردویسین میانی تا اردویسین پسینlate Darriwilian-early Katian) )، پراکندگی نیمهجهانی را نشان میدهند و با برخی از جنسهای بازوپایان مناطق بالتیکا، سیبری و دیگر صفحات تکتونیکی مجاور مشترکاند (Jin 1996). فونای بازوپایان در اواخر اردویسین پسین، یک شیفت از حالت نیمهجهانی به بومی داشتند. در طول کاتین پیشین و میانی، بازوپایان آمریکای شمالی بهشدت پراکندگی بومی و محلی را نشان میدهند (Sheehan and Coorough 1990; Jin 1996). مکانیسمهای کنترلکننده برای این تغییرات در الگوهای زیست جغرافیایی بازوپایان، بهخوبی شناخته نشده است.
در بین راستۀ Strophomenida دو بالا خانواده[20] شامل Strophomenoidea و Plectambonitoidea، برای اولین بار در چین جنوبی در زمان داپینگین پیشین ظاهر شدند و در زمان سندبین، به بالاترین اوج تنوعی رسیدند (Jin 1996; Sohrabi and Jin 2013a). بازوپایان Plectambonitoids برای اولین بار در اوایل ترمادوسین[21] ظاهر شدند و بهسرعت در آبهای کمعمق و نزدیک به ساحل گسترش یافتند (Cocks and Rong 2000). بازوپایان Stophomenoids کمی دیرتر تنوع یافتند و اولین اوج تنوعی را در سندبین نشان دادند. براساس مطالعۀ Harper (2006)، بازوپایان حاشیۀ گندوانا مسیر تنوع متفاوتی نسبتبه بازوپایان بالتیکا داشتند و در بین بازوپایان رینکونلی[22]، ارتیدها گستردگی وسیعی در امتداد حاشیۀ گندوانا داشتند؛ در حالی که بازوپایان استروفومنید[23] و پنتامرید[24] در محیطهای کربناتۀ حاشیۀ لورنشیا پراکنده بودند.
اولین بازوپایان ryhnchonellides در اواخر داریویلین ظاهر شدند و در محیطهای کمعمق دریایی صفحههای قارهای لورنشیا، قزاقستان، سیبری و دیگر صفحات مناطق گرمسیری گسترش یافتند (Jin 1996). در لورنشیا، اولین rhynchonellides در اواخر داریویلین (Chazyan) ظاهر شدند؛ در حالی که در بالتیکا و آوالونیا، جنس Rostricellula که یکی از اولین جنسهای rhynchonellides شناخته میشود، در اواخر داریویلین (Llanvirn) ظاهر شد (Cocks 2008). در مناطق سیبری و دیگر قارهها، اولین rhynchonellides کمی دیرتر ظاهر شدند (Jin 1996). در طول زمان سندبین و کاتین پسین، بازوپایان rhynchonellides یک افزایش ناگهانی را در تعداد جنسها، از پنج به ۱۵ نشان میدهند (Jin 1996, Sohrabi and Jin 2013a). در اواخر کاتین (Ashgill)، بازوپایان رینکونلید بهطور گسترده در دریاهای اپیکانتیننتال آمریکای شمالی گسترش یافتند و بعضی از این بازوپاییان، از قبیل جنس Hiscobeccus، تا حد زیادی بومی لورنشیا بودند (Sohrabi and Jin 2013a).
مکانیسم کنترلکننده برای این تغییرات عمده در الگوهای زیست جغرافیایی بهخوبی شناخته نشده است. در این مطالعه با توجه به اهمیت بازوپایان کاتین در تفاسیر دیرینهجغرافیایی، بازوپایان ایران و دیگر مناطق جهان با استفاده از آنالیزههای کمی بررسی شد. با بررسی سطح تشابه فونای بازوپایان ایران با دیگر مناطق جهان، تفسیر جامعتری از کنترل دیرینه اقلیم و دیرینهجغرافیا بر تکامل بازوپایان و الگوهای در حال تغییر زیست جغرافیای این گروه عمده از بنتوسهای صدفی در مقیاس جهانی به دست میآوریم.
موقعیت زمینشناسی
در زمان اردویسین، چهار صفحۀ قارهای بزرگ گندوانا، بالتیکا، لورنشیا، و سیبریا[25] و چند صفحۀ قارهای کوچک[26] از قبیل آوالونیا، پرونیکا[27]، آرموریکا[28]، چین جنوبی و چین شمالی، که بخشی از ابرقارۀ گندوانا بودند (شکل ۱)، وجود داشت(Cocks 2001; Cocks and Fortey 2009; Candela 2006; Percival et al. 2011). صفحۀ بالتیکا، که پلتفرم روسیه، شرق بالتیک و بخش زیادی از اسکاندیناویا را شامل میشد، در اوایل اردویسین در عرضهای جغرافیایی معتدل نیمکرۀ جنوبی قرار داشت؛ ولی در زمان اردویسین پسین بهسمت مناطق استوایی انتقال یافت (Cocks and Fortey 1982; Cocks 2001; Cocks and Torsvik 2005). صفحۀ قارهای آوالونیا در طول دورۀ کامبرین و اوایل اردویسین، بخشی از صفحۀ گندوانا بود و شبهجزیرۀ آوالون (شامل شرق نیوفاندلند[29])، نیوبرونزویک[30]، قسمتی از شمال آلمان، انگلستان، ولز، جنوب شرقی ایرلند، هلند و بلژیک را در بر میگرفت (Cocks et al. 1997; Cocks and Torsvik 2004). در اواسط اردویسین (Darriwilian)، آوالونیا با حرکت بهسمت لورنشیا از گندوانا جدا و اقیانوس ریک[31] بین آنها ایجاد شد (Van Staal et al. 1998; Murphy et al. 2006). در طی اردویسین پسین، گندوانا یک صفحۀ بسیار بزرگ بود و در نیمکرۀ جنوبی، از نواحی قطبی جنوبی تا خط استوا امتداد داشت. مناطق آفریقا، ماداگاسکار، عربستان و آمریکای جنوبی در بخش غربی این ابرقاره و مناطق قطب جنوب، هند و استرالیا در بخش شرقی این ابرقاره قرار داشتند (Cocks 2001; Fortey and Cocks 2003; Percival et al. 2011). ایران نیز در زمان اردویسین پسین، بخشی از ابرقاره گندوانا را شامل میشد. در زمان اردویسین پسین، دو صفحۀ قارهای کوچک Armorican terranes و Palaeo-Adria terrane به قسمتهای با عرض جغرافیایی بالاتر گندوانا تعلق داشتند که بعداً از گندوانا جدا شدند (Cocks and Torsvik 2021). اسپانیا، فرانسه، جنوب آلمان، جمهوری چک و جنوب لهستان بخشی از Armorican terranes و ایتالیا بخشی از Palaeo-Adria terrane بودند. در طول دورۀ اردویسین، صفحۀ قارهای لورنشیا که شامل آمریکا، کانادا، گرینلند، شمال غرب ایرلند، اسپیتسبرگن[32]، بخشی از نروژ واسکاتلند بود، در عرض جغرافیایی پایین و منطقۀ استوایی قرار گرفته بود (Cocks and Fortey 1982; Cocks and Torsvik 2004).
|
شکل ۱- نقشۀ دیرینهجغرافیایی اردویسین پسین که مکانهای تقریبی (نقطههای قرمز) بازوپایان کاتین از لورنشیا، بالتیکا، آوالونیا، قزاقستان، چین جنوبی، مراکش، پرتغال، فرانسه و ایران را نشان میدهد (Hints and Eriksson 2007; Cocks and Torsvik 2011; Sohrabi and Jin 2013b). Fig 1- The Late Ordovician paleogeograaphic map showing the approximate locations (red dots) of Katian brachiopods from Laurentia, Baltica, Avalonia, Kazakhstan, South China, Morocco, Portugal, France, and Iran (Hints and Eriksson 2007; Cocks and Torsvik 2011; Sohrabi and Jin 2013b). |
مواد و روشها
در مطالعۀ حاضر بهمنظور بررسی دیرینهزیست جغرافیای بازوپایان اردویسین پسین، دادههای مربوط به بازوپایان از مناطق مختلف از قبیل بالتیکا، آوالونیا، لورنشیا، استرالیا، قزاقستان، فرانسه، چین جنوبی، پرتغال، مراکش و ایران گردآوری شدند (شکل ۱). دادههای مربوط به بیشتر بازوپایان در مطالعۀ حاضر از سازندهای اختصاص داده شده به کاتین پیشین، گردآوری شدهاند. اطلاعات مربوط به بازوپایان شامل مناطق جغرافیایی، سازند زمینشناسی و منابع مربوط به دادههای فونا در جدول (1) خلاصه شده است.
در طول اردویسین، صفحۀ لورنشیا که بعد از گندوانا، دومین صفحۀ بزرگ شناخته میشد، ازنظر جغرافیایی در عرض جغرافیای پایین و استوا قرار گرفته بود. با شروع پیشروی دریا در طول اردویسین پسین، بازوپایان کاتین پیشین در آمریکای شمالی گسترش یافتند. بازوپایان مطالعهشدۀ لورنشیا از مناطق مختلف آمریکای شمالی از قبیل درۀ اتاوا[33]، دریاچۀ سیمکو[34]، کوههای راکی شمالی[35]، غرب نیوفاندلند، جزیرۀ مانیتولین[36]، نیویورک، کنتاکی، ایندیانا، اوکلاهما، داکوتای جنوبی، نوادا، کالیفرنیا، درۀ میسیسیپی[37]، درۀ چمپلین[38]، درۀ هادسون[39]، درۀ آپالاچیان[40]، جیروان[41] (اسکاتلند) و تایرون[42] (شمال ایرلند) به دست آمدند. صفحۀ بالتیکا در کاتین پیشین در مجاورت لورنشیا قرار داشت و هر دو صفحه دارای بازوپایان فراوان و متنوع بودند. در این مطالعه، بازوپایان بالتیکا مربوط به مناطق بالتیک شرقی (استونی و لیتوانی) با سن Keila و Oandu هستند (Rõõmusoks 2004; Hints 1998, 2010). بازوپایان هم سن از جنوب نروژ از ناحیۀ Oslo-Asker که مربوط به رخسارههای آب-عمیق بودند، برای این مطالعه در نظر گرفته شدند (Hansen 2008). بازوپایان اردویسین پسین استفادهشده از آوالونیا مربوط به Waterford و Wexford (جنوب شرق ایرلند)، Meath (شرق ایرلند) و Powys و Anglesey (ولز) هستند (Cocks 2008).
در بریتانیا و ایرلند، لایههای سن سندبین پسین- کاتین پیشین (کارادوک پسین[43]-بورلین[44]) مناطق اسکاتلند، Shropshire، Wales، و Ireland را شامل میشوند. بازوپایان اسکاتلند از منطقۀ جیرواناند که در زمان اردویسین بخشی از لورنشیا را شامل میشد. بازوپایان منطقۀ جیروان از سازندهای با سن کارادوک شامل Craighead Limestone ، Myoch Formation، Whitehouse Bay، و Albany Mudstone Formation هستند. بازوپایان منطقۀ Shropshire، سازندهای سن کارادوک از قبیل Acton Scott Formation، Onny Shale Formation، Cheney Longville Formation، Spy Wood Grit Formation، Horderley Sandstone Formation، Whittery Shale Formation، Hagley Shale Formation، Whittery Volcanic Formation، Hoar Edge Grit، Woolston، Smeathen Wood Beds، و Cheney Longville Formation را شامل میشوند.
بازوپایان شمال غرب ولز، Anglesey، شامل سازندهای سندبین-کاتین پیشین از قبیل Garn Formation، Llanbabo Formation، وCrewyn Formation هستند. بازوپایان شمال ایرلند در این مطالعه از منطقۀ تایروناند که در زمان اردویسین بخشی از لورنشیا را در بر میگرفت و شامل سازند Bardahessiagh با سن بورلین است. بازوپایان مربوط به جنوب و جنوب شرق ایرلند از قبیل Meath، Wexford، Waterford شامل سازندهای با سن بورلین مربوط به گروه دونکانون[45] از قبیل Annestown Formation ، Lower Tramore Volcanic Formation ، Grange Hill Formation ، Upper Tuffs and Shales of Grangegeeth Volcanic Series، Collon Formation، و Clashford House Formation هستند.
جدول 1- اطلاعات مربوط به۳۰ منطقۀ جغرافیایی بازوپایان استفادهشده در این مطالعه شامل منطقه (region)، ناحیه (area)، واحد چینهشناسی (stratigraphic units) و منابع مربوط (references)
Table 1- The information on 30 geographic localities of the brachiopods used in this study including region, area, stratigraphic units, and references.
|
جدول 1: اطلاعات مربوط به۳۰ منطقۀ جغرافیایی بازوپایان استفادهشده در این مطالعه شامل منطقه (region)، ناحیه (area)، واحد چینهشناسی (stratigraphic units) و منابع مربوط (references) Table 1: The information on 30 geographic localities of the brachiopods used in this study including region, area, stratigraphic units, and references. سازندهای کاتین پیشین، حاوی بازوپایان در منطقۀ قزاقستان مربوط به صفحاتChu–Ili, Ishim-Selety ، و Boshchekulهستند (Popov et al. 2002; Nikitin et al. 2006). برای صفحۀ Chu-Ili، بازوپایان از سازند اندرکن[46] با سن سندبین پسیناند که اندکی مسنتر از لایههای دولانکارا[47] هستند؛ ولی بهدلیل شباهت آنها با دیگر بازوپایان قزاقستان و استفاده در مطالعات قبلی دیرینهزیست جغرافیای بازوپایان کاتین، در این مطالعه از آنها استفاده شده است (برای مثال Candela 2006). بازوپایان کاتین پیشین استفادهشده از چین جنوبی، سازند پاگودا[48] را شامل میشوند که عمدتاً از سنگهای آهکی تشکیل شدهاند (Zhan and Jin 2007; Bergstrӧm et al. 2009). |
بازوپایان منطقۀ پرتغال مربوط به سازندهای کابیسو دو پیو[49] و فرادوسا[50] هستند. سازند کابیسو دو پیو در مرکز پرتغال حاوی بازوپایان با سن اردویسین پسین (کاتین پیشینK1) هستند (Henry and Romano 1978; Cooper 1980; Romano 1980, 1982, 1991; Young 1985, 1988). بازوپایان این سازند شامل Drabovia، Drabovinella، و Hirnantia هستند که Colmenar et al. (2013) آنها را معرفی کرد. سازند فرادوسا در منطقۀ پناکوا (مرکز پرتغال) مربوط به زون ایبریان مرکزی[51] است و سن upper Berounian– Kralodvorian را نشان میدهد که معادل کاتین میانی تا بالایی (K2-K4) است (Young 1985, 1988).
در این مطالعه، بازوپایان اردویسین پسین مراکش برای بررسی دیرینهزیست جغرافیا، مقایسه و تجزیه و تحلیل شدند. در زمان اردویسین پسین، مراکش بخشی از مناطق با عرض جغرافیایی بالاتر گندوانا را شامل میشد (Fortey and Cocks 2005). در منطقۀ مراکش، بازوپایان اردویسین پسین سازند خبط الحجار[52] امکان انطباق چینهشناسی این واحد آنتی اطلس[53] شرقی مراکش را با دیگر سازندهای اردویسین پسین جنوب غرب اروپا و بقیۀ مناطق آنتی اطلس فراهم میکند (Villas and Colmenar 2018). این سازند شامل مجموعۀ گونههایStreptis? sp.، Paucicrura catalanica، و Drabovia sp. است. در این بین، گونۀ P. catalanica فراوانترین در بین مجموعۀ گونههاست و تاکنون از رشتهکوههای ساحلی کاتالانیکا[54] در شمال شرق اسپانیا شناخته شده است. این جنس به اواسط تا اواخر کاتین (Ka2–Ka4) تعیین سن و در لایههای سازند لامورا اسلیت[55] یافت شده است که با لایههای همسن از مناطق Iberia، Sardinia، و Montagne Noire فرانسه منطبق است (Villas and Colmenar 2018). سازند تیوریرین[56] که بر سازند خبطالحجار قرار میگیرند، دارای مجموعه بازوپایان Kiaeromena ، Chouberti و Rostricellula termieri با سن کاتین میانی Ka2)) است (Villas and Colmenar 2018). بیشتر دادههای به دست آمده از بازوپایان rhynchonelliform اردویسین پسین (کاتین) گندوانا، که در عرض جغرافیایی معتدله و بالا قرار داشت، مربوط به مناطق غربی مدیترانه از قبیل فرانسه، اسپانیا و پرتغال است (Torsvik and Cocks 2011). حضور پیوستۀ فونای اردویسین پسین در آنتی اطلس، مراکش، با حضورنداشتن بازوپایان همسن در دیگر مناطق شمالی آفریقا و شبهجزیرۀ عربستان در تضاد است (Havlíček 1971).
دادههای مربوط به بازوپایان ایران در این مطالعه، شامل بازوپایان اردویسین پسین منطقۀ بجنورد (سازند قلی)، منطقۀ انارک در ایران مرکزی (سازند چاه گنبد) و منطقه زاگرس (سازند سیاهو) هستند. بازوپایان منطقۀ بجنورد ایران مربوط به لایههای شیلی و آهکی منطقۀ جنوب بجنورد هستند که Yazarlu et al. (2012) آنها را معرفی کرده است و سن اردویسین پسین را نشان میدهند. مطالعات انجامگرفته بر پالینومرفهای اردویسین در جنوب غرب شاهرود نشان میدهد که نمونههای آکریتارش رسوبات اردویسین این منطقه شباهت بالایی را با گونههای رسوبات اردویسین دیگر نقاط ایران (زاگرس، کپهداغ، البرز، و ایران مرکزی) و مناطق لیبی، الجزایر، مراکش، چین، فرانسه و شبهجزیرۀ عربستان نشان میدهند (Ghavidel-Syooki 2006). در مطالعۀ انجامیافته بهوسیلۀ Ghavidel-Syooki and Khandabi (2013) بر پالینومورفهای رسوبات اردویسین در شمال غرب شاهرود، ۱۱ بیوزون تجمعی براساس گونههای پالینومورف در سازندهای لشکرک و قلی معرفی شدند. بر این اساس، سن اردویسین پیشین (ترمادوسین-فلوین) را برای سازند لشکرک و سن اردویسین میانی و پسین (داریولین-کاتین) را برای سازند قلی پیشنهاد کردند که در محیط دریایی کمعمق انباشته شدهاند. براساس نتایج به دست آمده از مطالعات بازوپایان بهوسیلۀ Kebria-ee Zadeh (2015) و Kebria-ee Zadeh et al. (2015)، که بر توالیهای رسوبی اردویسین سازند لشکرک در البرز انجام شد، سن اردویسین پیشین تا میانی برای این سازند پیشنهاد شد. همچنین براساس این مطالعات، بازوپایان سازند لشکرک تشابه بالایی با بازوپایان چین جنوبی داشتند؛ در حالی که آنها با بازوپایان بالتیک تشابه کمتری را نشان میدادند. براساس مطالعات Kebria-ee Zadeh (2015)، منطقۀ البرز بخشی از کوچک قارۀ (terrane) البرز در زمان اردوویسین بوده و در عرضهای جغرافیایی معتدل، بین چین جنوبی و حاشیۀ غربی گندوانا قرار داشته است.
در این مطالعه، بازوپایان استفادهشده از منطقۀ انارک ایران مربوط به لایههای اردویسین در قسمت جنوب شرق شهر انارک از استان اصفهاناند و از بخش فوقانی سازند چاهگنبد با سن اردویسین پسین (کاتین) گزارش شدهاند (جدول 1). سازند چاهگنبد با یک ناپیوستگی از سازند پل خاوند مجزا میشود و تماس پیوسته را با لایههای سیلورین در بالا، نشان میدهد (Hairapertian et al. 2015; Popov et al. 2015). براساس مطالعات انجامیافتۀ قبلی، واحدهای بالایی سازند چاهگنبد دارای بازوپایان سن کاتین است و با بازوپایان مناطق بوهمیا و مراکش شباهت نشان میدهد. در مطالعۀ انجامیافته بهوسیلۀ Popov et al. (2015)، براساس حضور جنس Yangtzeella، سن داریویلین برای سازند چاهگنبد پیشنهاد شده است و نشانگر ارتباط ایران مرکزی با شرق گندواناست. این جنس از چین جنوبی (Rong et al. 2005)، ریزصفحۀ البرز (Ghobadi Pour et al. 2011)، Taurides ترکیه (Cocks and Fortey 1988)، و Chu-Ili Terrane قزاقستان (Nikitina et al. 2006) نیز شناخته شده است. حضور جنسهای Camerella و Phragmorthis، که از بازوپایان عرضهایی جغرافیایی پاییناند، در سازند چاهگنبد بهعنوان حضور فونای بازوپایان در ایران مرکزی، در طی اپیزود گرمایش زمین در اواخر داریویلین تفسیر شده است (Popov et al. 2015). براساس حضور گونهRostricellula cf. ambigena Havliček 1961 در سازند چاهگنبد، سن کاتین پیشین برای این سازند پیشنهاد شده است (Popov et al. 2015). این گونه که در رسوبات کاتین زیرین مناطق مدیترانهای گندوانا نسبتاً رایج است، دارای محدودۀ چینهشناسی نسبتاً طولانی است و در بین سازندهای Vince تا Bohdalec در حوضۀ پراگ (Prague Basin) در بوهمیا، گستردگی نشان میدهد (Havlíček and Vanek 1966). گونۀ Rostricellula ambigena را Villas (1985) از اسپانیا نیز گزارش کرده است؛ در حالی که در آنتی اطلس مراکش، این گونه در بالاترین سازندهای کتائوا پایینی[57] و تیوریرین بالایی[58] گزارش شده است (Colmenar and Álvaro 2014). حضور گونۀ Hindella prima در سازند چاهگنبد همراه با Rostricellula cf. ambigena و گونۀ تریلوبیت Vietnamia cf. teichmulleri که از بخشهای مدیترانه، شمال آفریقا و بخشهای عربی گندوانا یافت شدهاند، نمایانگر فونای آب سرد (cold water fauna) در زمان کاتیناند (Hamman and Leone 1997; Popov et al. 2015).
براساس مطالعۀ (Torsvik and Cocks (2011، رشتهکوه زاگرس برای مدتزمان زیادی از فانروزوییک، بخش جداییناپذیری از هستۀ کراتون گندوانا بوده است. براساس مطالعات Ghavidel-Syooki et al. (2014)، بازوپایان اردویسین پسین کوههای فراقان در منطقۀ زاگرس، ازطریق زیست چینهنگاری کیتینوزوا بین رنج Acanthochitina barbata و Armoricochitina nigerica قرار دارد و شباهت بالایی را با بازوپایان هم سن از اسپانیا، فرانسه، ساردینیا، کوههای آلپ کارنیک و مراکش نشان میدهند. سازند سیاهو که دارای سن اردویسین زیرین-پسین است، دارای بازوپایان کاتین است. پایینترین بستر رسی بخش فراقان دارای بازوپایان رینکونلی اردویسین پسین است که شامل مجموعۀ بازوپایان با تنوع کم است و Tafilaltia dargazensis sp. گونۀ غالب این مجموعه است. براساس مطالعه Ghavidel-Syooki et al. (2014)، سن کاتین پیشین برای بازوپایان بومی این منطقه ازطریق حضور کیتونوزوا Acanthochitina barbata تعیین شده است. گونۀ دیگر در این سازند Drabovia cf. tenuiseptata Havlíček 1971 است که شباهت بالایی را با D. tenuiseptata از سازند کتائوا از آنتی اطلس مراکش نشان میدهد (Havlíček 1971). لایۀ دیگر در این سازند دارای گونههای Eostropheodonta? sp.، Heterorthina sp.، و Tafilaltia seyahouensis sp. nov است. گونۀ Heterorthina sp. شباهت بالایی با Heterorthina morgatensis Melou 1975 نشان میدهد که از عضو Alpatir سازند Castillejo با سن سندبین در اسپانیا و سازندPostolonnec Shale در فرانسه یافت شده است (Melou 1975). براساس مطالعۀ Ghavidel-Syooki et al. (2014)، جنس Heterorthina sp. در سنگهای کاتین میانی رخ میدهد؛ زیرا در بالای قاعدۀ زون Acanthochitina barbata حضور دارد. در لایۀ بالاتر، گونههای دیگر شاملاند. لایۀ پر فسیلی بعدی شامل گونههای Drabovia elegans sp.، T. seyahouensis، Svobodaina havliceki Villas 1985 و Hibernodonta bonehensis sp.، Hibernodonta bonehensis، Aegiromena descendens (Havlíček 1952)، Iberomena sardoa (Vinassa 1927)، Protomendacella multicostata، Svobodaina havliceki، Hedstroemina zakeenensis، Paracraniops sp.، Iberomena sardoa (Vinassa 1927)، Kozlowskites cf. ichnusae (Vinassa 1927) Triplesia cymbula (Havlíček 1981) Jezercia faraghani Dalmanella sp. Onnizetina aff. carinata ، وProtomendacella multicostata هستند. سازند سیاهو در ضخامت حدود ۲۰۰ متر، سه مجموعۀ بازوپایان شامل مجموعۀ Svobodaina havliceki، مجموعۀ Hibernodonta bonehensis، و مجموعۀ Aegiromena-Hedstroemina را شامل میشود و نشاندهندۀ لایههای تهنشینشدۀ دور از ساحلاند که با حضور زون کیتینوزوا Armorochitina nigerica و بالاآمدن پیشروی سطح آب دریا همزماناند. گونۀ Aegiromena descendens از سازند بوهدالک (Bohdalec Formation) بوهمیا با سن کاتین میانی و سازند تیوریرین از آنتی اطلس مراکش گزارش شده است (Havlíček 1967). این گونه همچنین از سازند Bancos Mixtos، از مرکز اسپانیا شناخته شده است و با سازند Bohdalec بوهمیا انطباق نشان میدهد (Villas 1995). گونۀ Svobodaina havliceki از سازند Fombuena از رشته کوههای آیبرین[59] و لایههای بالایی سازند Bancos Mixtos از زون ایبریان مرکزی اسپانیا، سازند Bedian Shale از Taurides ترکیه، سازند Portixeddu از ساردینیا، سازند Porto de Santa Ana از پرتغال و سازند Glauzy از Montagne Noire جنوب فرانسه گزارش شده است (Villas 1985; Villas 1995; Leone et al. 1991; Colmenar et al. 2013, 2014). گونههای Onnizetina aff. carinata و Kozlowskites cf. ichnusae، شباهت بالایی با گونههای گزارششده از کاتیان میانی ساردینیا را دارند و Kozlowskites cf. ichnusae بهوسیلۀ Villas (1985) از قسمت بالایی سازند Bancos Mixtos گزارش شده است (Havlíček et al. 1987). گونههای Iberomena sardoa و Triplesia cymbula در فرانسه (Armorican Massif )، اسپانیا و ساردینیا در قسمت پایینی زون Iberomena sardoa گستردگی دارند (Villas 1985). گستردگی Svobodaina havliceki در ارتفاع ۱۹۵ متری تا ۲۵۰ متری سازند سیاهو در بخش فراقان نشاندهندۀ انطباق خوب این گونه با سازند Bancos Mixtos در اسپانیا و با بخش پایینی سازند Bohdalec از بوهمیاست. مجموعۀ Aegiromena-Hedstroemina در سازند سیاهو که در پایینترین قسمت زون Armorochitina nigerica ظاهر میشود، با قسمت بالایی سازند Bohdalec از بوهمیا و با بالاترین قسمت سازند Bancos Mixtos از اسپانیا انطباق دارد. جنس Protomendacella که قبلاً در خارج از مراکش و فرانسه ناشناخته بود، در قسمت بالایی سازند کتائو در آنتی اطلس مراکش و سازند گابین[60] در Montagne Noire فرانسه حضور دارد (Havlíček 1971, 1981). با توجه به دادههای به دست آمده توسط Ghavidel-Syooki et al. (2014)، فونای بازوپایان اردویسین پسین یافتشده در سازند سیاهو با فونای بازوپایان مناطق معتدله و عرض جغرافیایی بالا، که مشخصۀ مناطق غربی مدیترانه از گندوانا هستند، قرابت نشان میدهند. جنسهای بازوپایان کاتین از قبیل Jezercia، Iberomena، Onnizetina، Protomendacella، Svobodaina، و Tafilaltia مشخصۀ مناطق عرض جغرافیایی بالا و معتدل گندوانا مانند اسپانیا، ساردینیا، شمال آفریقا، Armorican Massif، و Taurides ترکیهاند. اگرچه جنسهای Drabovia و Hedstroemina در آوالونیا و بالیتکا حضور دارند، هر دو مشخصۀ مناطق غربی مدیترانه گندوانا شناخته میشوند.
ازدیاد جنس Hibernodonta، که ازلایههای کاتین ایرلند شناخته شده است، با ازدیاد جنس Svobodaina همزمان است (Harper et al. 1985). با توجه به مطالعۀ Ghavidel-Syooki et al. (2014)، فراوانی گونههای Hibernodonta bonehensis و Svobodaina havliceki احتمالاً نشانگر یک دوره آب و هوای خنک بوده است. ازدیاد مجموعۀ Svobodaina havliceki در زاگرس در زمان پایینبودن سطح دریا با بالاترین زون Acanthochitina barbata منطبق و احتمالاً با یک فاز پسروی از توالی اردویسین پسین در آنتی اطلس از مراکش همزمان است که در سازند تیوریرین ثبت شده است (Loi et al. 2010; Ghavidel-Syooki et al. 2014). توسعۀ مجموعۀ Aegiromena-Hedstroemina همزمان با رخداد پیشروندهای است که قاعدۀ زون Armorochitina nigerica را مشخص میکند و احتمالاً با ازدیاد مجموعۀ Nicolella در منطقۀ مدیترانهای گندوانا در اواخر کاتین همزمان بوده است (Colmenar et al. 2013, 2014). با وجود گونههای رایج Iberomena sardoa، Kozlowskites cf. ichnusae، و Triplesia cymbula در منطقۀ زاگرس، جنس Nicolella در فونای کاتین بازوپایان زاگرس وجود ندارد.
آنالیزهای چند متغیره
دادههای استفادهشده در این مطالعه، شامل تعداد زیادی جنس بهطور کلی و همچنین تعداد زیادی جنس بومی از مناطق مختلفاند. در این مطالعه برای بررسی دیرینهزیست جغرافیای بازوپایان ایران و ارتباط آنها با دیگر بازوپایان مناطق بالتیکا، آوالونیا، لورنشیا، استرالیا، قزاقستان، فرانسه، چین جنوبی، پرتغال و مراکش، یک مجموعه داده[61] (به جدول ۱ در پیوست رجوع شود) مربوط به بازوپایان، ازطریق آنالیزهای چند متغیره[62] مطالعه شد. مجموعه دادۀ استفادهشده براساس یک دادۀ دوتایی[63] ایجاد شد که شامل ۲۶۱ جنس از فونای بازوپایان کاتین پیشین مربوط به ۳۰ منطقۀ جغرافیایی (رجوع شود به جدول 1) است. برای مشخصکردن الگوهای توزیع بازوپایان در زمان و مکان، مجموعه دادۀ ایجاد شده با روشهای تجزیه و تحلیل خوشهای (CA) و مؤلفههای اصلی (PCA) بررسی شد.
در این مجموعه داده، مناطق جغرافیایی بهعنوان محل و جنس بازوپایان بهعنوان متغیر انتخاب شد. متغیرها براساس حضور و حضورنداشتن جنس بازوپایان در نظر گرفته شدند. برای انجام تجزیه و تحلیلهای چند متغیره، از نرمافزار PAST (Hammer et al. 2001; Hammer and Harper 2006) استفاده شد که برای تجزیه و تحلیل دادههای دیرینهشناسی توسعه یافته است. برای انجام تجزیه و تحلیل خوشهای (CA)، الگوریتم دندروگرام خوشهای براساس روش گروه دوتایی[64] و با استفاده از ضریب تشابه Raup-Crick ایجاد شد. ضریب تشابه Raup-Crick خوشههای کاملاً تفکیکشده را نشان میدهد.
برای تجزیه و تحلیل مؤلفههای اصلی PCA، از الگوریتم واریانس-کوواریانس برای مجموعه دادۀ دوتایی در نرمافزار PAST استفاده شد. در روش PCA، با یافتن بردارهای ویژه[65] و مقادیر ویژه[66]، ماتریس کوواریانس جهتهای حداکثر واریانس را جستوجو میکند. بردارهای ویژه، جهتها (مؤلفههای اصلی) را نشان میدهند و مقادیر ویژه، نشاندهندۀ بزرگی واریانس در امتداد این جهتها هستند. در نمودار پراکندگی PCA، نتیجه بهصورت مؤلفههای اصلی ۱ (محور X) و ۲ (محور Y) رسم شد که به ترتیب مربوط به مقادیر ویژه ۱ و ۲ هستند.
نتایج تجزیه و تحلیل خوشهای (CA)
نتایج تجزیه و تحلیل خوشهای (CA) نشاندهندۀ چندین خوشۀ[67] مجزاست. براساس نتایج دندروگرام[68]، پنج خوشۀ اصلی (A, B, C, D, E, F) و چهار زیرخوشۀ (A1 و A2) مجزا شدند (شکل2).
خوشۀ A شامل دو زیر گروه، خوشههای A1 و A2 است. خوشۀ A1 شامل بازوپایان لیتوانیا-شمال استونی، شرق بالتیک در زمان Keila و Oandu است که نشانگر محیطهای رسوبی کربناتۀ آب گرم نسبتاً کمعمق اوایل کاتین است.
خوشۀ A2 شامل بازوپایان از Shropshire، Meath (ایرلند)، محلات ولزی Anglesey و Powys و همچنین بجنورد ایران است (شکل 2). قرارگرفتن این مناطق در یک خوشه بهدلیل شباهت بازوپایان آوالونیایی است. قرارگرفتن منطقۀ بجنورد از ایران در این خوشه و در میان مناطق Shropshire، Meath (ایرلند) و دیگر مناطق ولزی حائز اهمیت است و قرابت فونای بازوپایان ایران با بازوپایان آوالونیا در زمان کاتین پیشین را نشان میدهد (شکل 2). بازوپایان کاتین پیشین در منطقۀ بجنورد شامل جنسهای Dalmanella، Diceromyonia، Hindella، Leptaena، Platystrophia، Quondongia، Thaerodonta، Triplesia، Zygospira است و در این میان جنسهای Dalmanella، Leptaena، Platystrophia، Tripesia، و Zygospira در منطقۀ بجنورد با مناطق Shropshire، Meath (ایرلند)، Anglesey و Powys مشترک است. خوشۀ B در این دندروگرام، شامل غرب نیوفاندلند، نیویورک، کنتاکی، ایندیانا، جزیرۀ مانیتولین، دریاچ سیمکو، بریتیش کلمبیا، حوض آپالاچیان، Great Basin، Tyrone (ایرلند شمالی) و Girvan (اسکاتلند) است (شکل 2). مناطق غرب نیوفاندلند، نیویورک، کنتاکی، ایندیانا، جزیرۀ مانیتولین، و دریاچۀ سیمکو، که در اردویسین پسین بخشی از لورنشیا را شامل میشدند، در فلات یا سکوهای کربناتۀ گرمسیری در عرضهای جغرافیایی حدواسط تا بالا قرار داشتند. در این خوشه، حوضۀ آپالاچیا (از پنسیلوانیا، تنسی، تا آلاباما)، بریتیش کلمبیا (Advanced Formation)، Girvan (اسکاتلند)، و Tyrone (ایرلند شمالی) نشاندهندۀ مناطق حاشیۀ قارهای و جزیرهای دور از سواحل لورانشیا در زمان اردویسین پسیناند.
خوشۀ C در این دندروگرام، بازوپایان مناطق جنوب شرقی ایرلند (Wexford و Waterford)، چین جنوبی و جنوب نروژ (اسلو-آسکر) را شامل میشود و با گروه D در نمودار PCA همخوانی دارد (شکل 2). خوشۀ D در آنالیز CA، بازوپایان مربوط به مناطق فرانسه و پرتغال را نشان میدهد. خوشۀ E در این دندروگرام که در کنار خوشۀ D قرار گرفته است که مربوط به بازوپایان مناطق زاگرس و انارک در ایراناند (شکل 2). خوشۀ F در دندروگرام شامل بازوپایان منطقۀ قزاقستان از قبیل Chu-Il، Boshchekul، و Ishim-Selety است و یک ناحیۀ فونای بازوپایان مجزا را تشکیل میدهند که نشانگر تشابه کم بازوپایان این منطقه با بازوپایان دیگر مناطق است. تقسیمشدن فونای قزاقستان به دو زیرشاخه در نمودار CA (خوشۀ F)، بهعلت تفاوت سنی بین لایههای دولانکارا و اندرکن است؛ زیرا فونای اندرکن مسنترند. بازوپایان منطقۀ مراکش در این دندروگرام در کنار بازوپایان منطقۀ قزاقستان و بهصورت مجزا قرار گرفتهاند و ارتباط کمتری با بازوپایان دیگر نشان میدهند.
نتایج تجزیه و تحلیل مؤلفۀ اصلی (PCA)
در این مطالعه، مجموعه دادۀ مربوط به فونای بازوپایان از ۳۰ منطقۀ جغرافیایی، با تجزیه و تحلیل مؤلفۀ اصلی (PCA) بررسی شد. در این روش، دادههای مربوط به بازوپایان در نمودار PCA براساس مؤلفههای اصلی ۱ (محور X) و ۲ (محور Y) پراکنده شدند (شکل 3). در نمودار پراکندگی2 و 3).
گروه A1 متشکل از بازوپایان مناطق شرق بالتیک، لیتوانیا-شمال استونی مربوط به لایههای رسوبی سن Keila و Oandu است و با خوشۀ A1 در نمودار CA همخوانی دارد. گروه A2 مربوط به بازوپایان Shropshire، Powys (ولز)، Anglesey (ولز)، Meath (ایرلند) و بجنورد ایران است. نقطۀ درخور توجه، قرارگرفتن بازوپایان منطقۀ بجنورد در میان بازوپایان آوالونیایی است که در نمودار CA نیز در داخل خوشۀ A2 قرار میگیرد.
گروه B بازوپایان اپیکانتیننتال لورنشیا از قبیل مناطق نیویورک، دریاچۀ سیمکو و جزیرۀ مانیتولین انتاریو، کنتاکی و ایندیانا را شامل میشود. این مناطق که مربوط به سکوهای کربناته گرمسیری در عرضهای جغرافیایی حدواسط تا بالای لورنشیا هستند، با مناطق آوالونیا نزدیکی نشان میدهند. قرارگرفتن منطقۀ بجنورد ایران در کنار مناطق آوالونیا و اپیکانتیننتال لورنشیا، نشانگر شباهت بازوپایان این منطقه از کپهداغ در شمالغرب ایران با بازوپایان لورنشیا و آوالونیا در زمان کاتین است.
|
شکل 3- نمودار PCA مربوط به بازوپایان کاتین از ۳۰ منطقۀ مطالعهشده Fig 3- PCA diagram of the Katian brachiopods from 30 study areas
|
|
شکل 2- نمودار CA مربوط به بازوپایان کاتین از ۳۰ منطقۀ مطالعهشده Fig 2- CA diagram of the Katian brachiopods from 30 study areas |
با آغاز پیشروی دریا بر لورنشیا در اوایل کاتین، فونای بازوپایان آمریکای شمالی شروع به نشاندادن تمایز بین مناطق پریکراتونی و اینتراکراتونی کردند. بازوپایان اسکوتو-آپالاچیا در حاشیۀ جنوب شرقی لورنشیا، نسبتبه فونای اینتراکراتونی لورنشیا، به فونای آوالونیا و رخسارههای آبهای عمیق بالتیکا نزدیکی بیشتری داشتند؛ در حالی که فونای بازوپایان اینتراکراتونی (اپیکانتیننتال) لورنشیا در مقایسه با بازوپایان اسکوتو-آپالاچیا در حاشیۀ کراتونی لورنشیا، شباهت بیشتری با بازوپایان لیتوانی-شمال استونی داشتند.
گروه C در نمودار PCA، شامل بازوپایان مناطق آپالاچین، Girvan (اسکاتلند) و Tyrone (شمال ایرلند) را نشان میدهد. این گروه که بهوضوح در نمودار PCA در سمت چپ نمودار از فونای دیگر مناطق بهخصوص لورنشیا مجزا میشود، با مفهوم فونای اسکوتو-آپالاچین[69]، که Jaanusson (1979) و Whittington and Williams (1955) معرفی کردند، انطباق دارد. گروه D در نمودار PCA مربوط به بازوپایان ناحیۀ اسلو-آسکر (نروژ)، چین جنوبی و جنوب شرقی ایرلند (Waxford-Waterford) است که با خوشۀ C در نمودار CA همخوانی دارد (اشکال 2 و 3).
گروه E بازوپایان مناطق زاگرس و انارک ایران، مراکش، فرانسه و پرتغال را شامل میشود. در نمودار CA، بازوپایان مناطق زاگرس و انارک در خوشۀ E و بازوپایان فرانسه و پرتغال در خوشۀ D در کنار هم قرار گرفتهاند که با وجود قرارگرفتن در خوشههای مجزا، شباهت بالای بازوپایان این مناطق را نشان میدهد.
گروه F در نمودار PCA با خوشۀ F در نمودار CA همخوانی دارد و مربوط به بازوپایان مناطق Chu-Il، Boshchekul، و Ishim-Selety قزاقستان است. با توجه به نتایج نمودار CA و PCA، بازوپایان مناطق قزاقستان شباهت کمتری با بازوپایان لورنشیا، بالتیکا و آوالونیا نشان میدهند که این بهعلت وجود گونههای بومی در مناطق قزاقستان و اشتراک کم آنها با جنسهای دیگر مناطق است.
بحث
با استفاده از تجزیه و تحلیل چند متغیره، براساس ماتریکس حضور و حضورنداشتن بازوپایان اردویسین پسین، ارتباط بازوپایان ایران با دیگر بازوپایان جهان بررسی شد. نتایج به دست آمده از این تجزیه و تحلیل، روند دیرینهجغرافیایی بازوپایان ایران را نسبتبه بازوپایان دیگر مناطق از قبیل بازوپایان حاشیۀ مدیترانهای گندوانا و صفحههای بالتیکا، آوالونیا و لورنشیا در زمان اردویسین پسین (کاتین پیشین) نشان میدهد. همچنین نتایج به دست آمده از این تجزیه و تحلیل، تطابق نزدیکی را با نتایج حاصل از آخرین نقشۀ دیرینهجغرافیایی بازسازیشدۀ اردویسین پسین نشان میدهد (Harper et al. 2013).
در اواخر اردویسین پسین، لورنشیا در مناطق گرمسیری قرار گرفته و دریاهای کمعمق اپیکانتیننتال آن را پوشش داده بود که به ایجاد سکوهای کربناتۀ بزرگ در حوضههای اینتراکراتونی و فلات پریکراتونی و همچنین ایجاد زیستگاههای جدید برای تکامل موجودات دریایی منجر شد (Cocks and Torsvik 2004; Cocks and Torsvik 2011; Finnegan et al. 2012). براساس مطالعۀ Jin (1996)، در اواخر اردویسین میانی و اوایل اردویسین پسین (داریویلین پسین-کاتین پیشین)، بازوپایان لورنشیا که گستردگی شبهجهانی[70] داشتند، شباهتهایی با بازوپایان مناطق سیبری، بالتیکا و دیگر صفحات تکتونیکی بزرگ و کوچک نشان دادند. با این حال در طی پیشروی دریایی کاتین پیشین، تمایز بین بازوپایان مناطق پریکراتونی و اینتراکراتونی لورنشیا آشکار میشود و در کاتین میانی و پسین، بازوپایان لورنشیا بومیگرایی (endemism) را نشان میدهند (Sheehan and Coorough 1990; Jin 1996). این انزوا احتمالاً بهدلیل آغاز تمایز بین جانوران پریکراتونیک (حاشیۀ قارهای) و اینتراکراتونیک (دریای داخلی) لورنشیا بود که تحت تأثیر کوهزایی تاکونیک[71] و ورود مکرر آبهای خنک در امتداد حوضۀ فورلند آپالاچین[72] قرار داشت (Sohrabi and Jin 2013a, b). این الگوی دیرینهجغرافیا احتمالاً منعکسکنندۀ محیطهای رسوبی کربناتۀ کمعمق با آب گرم، مشابه دریاهای اپیریک[73] لورنشیا و بالتیکا بوده است.
در این مطالعه، نتایج تجزیه و تحلیل چند متغیرۀ بازوپایان کاتین لورنشیا، آوالونیا، بالتیکا، قزاقستان، چین جنوبی، فرانسه، پرتغال و ایران چند الگوی دیرینهزیست جغرافیایی را نشان میدهد. براساس نتایج به دست آمده، فونای بازوپایان در اردویسین پسین (اوایل کاتین) درجۀ نسبتاً بالایی از ناحیهگرایی یا پرونشیالیسم[74] را نشان میدهند. فونای بازوپایان اوایل کاتین در بیشتر مناطق لورنشیا (بهاستثنای فونای اسکوتو-آپالاچین)، ارتباط بیشتری را با فونای آوالونیا، نسبتبه بالتیکا و جنوب چین، نشان میدهند. بازوپایان اوایل کاتین آپالاچیا در مقایسه با بازوپایان شرق دریای اپیکانتیننتال لورنشیا، شباهت دیرینهجغرافیایی بالایی را با بازوپایان جیروان (جنوب اسکاتلند) و تیرون (شمال ایرلند) نشان میدهند و فونای اسکوتو-آپالاچین شناخته میشوند (Sohrabi and Jin 2013b). تمایز فونای بازوپایان اسکوتو-آپالاچین از بازوپایان دیگر مناطق، بهوضوح در نمودار PCA نمایان میشود. با وجود درجۀ بالای شباهت میان بازوپایان کاتین مناطق آپالاچین، جیروان و شمال ایرلند و همچنین تمایز این بازوپایان با بازوپایان مناطق مجاور از قبیل غرب نیوفوندلند، غرب ایالت نیویورک، کنتاکی و اوکلاهوما، عوامل کنترلکنندۀ دیرینهجغرافیایی برای تمایز این موجودات بهخوبی شناخته نشده است (Williams 1962, 1969; Tripp 1962, 1965, 1967; Jaanusson 1973a). بازوپایان بالتیک (لیتوانی-استونی) قبل از کاتین پیشین با بازوپایان اسکوتو-آپالاچین، شباهت بالایی را نشان میدادند؛ ولی همانطور که در نمودار PCA مشخص شده است، در زمان کاتین پیشین بیشتر با بازوپایان اپیکانتیننتال لورنشیا شباهت نشان میدهند (شکل 3). وجود رسوبات کربناتۀ پلتی[75] آپالاچین در زمان سندبین و فقدان پلوئید[76] و اووید[77] در رسوبات بالتیکی، حاکی از وجود یک محیط گرم در مناطق گرمسیری تا نیمهگرمسیری برای بازوپایان اسکوتو-آپالاچین بوده است؛ در حالی که کربناتهای بالتیکی نشانگر رسوبات آبهای نسبتاً سرد در یک اقلیم معتدله-گرماند (Jaanusson 1973b; Jaanusson and Bergstrӧm 1980). شباهت بالای بازوپایان بالتیکا و بازوپایان اپیکانتیننتال لورنشیا در کاتین پیشین حاکی از قرارگرفتن منطقۀ بالتیکا در آب و هوای گرمسیری بعد از سندبین بوده است که با روند حرکتی بالتیکا در نقشۀ دیرینهجغرافیای بازسازیشده بهوسیلۀ Cocks and Torsvik (2005) همخوانی دارد.
تمایز فونای بازوپایان مناطق پریکراتونی (حاشیۀ قارهای) و اینتراکراتونی (حوضۀ دریای درونقارهای) در لورنشیا در اوایل کاتین، یک الگوی زیست جغرافیایی تفسیر میشود. در زمان کاتین میانی و پسین، بازوپایان مناطق پریکراتونی، ارتباط نسبتاً محدودی با بازوپایان مناطق بالتیکا و آوالونیا داشتند؛ ولی بازوپایان اینتراکراتونی از بازوپایان صفحات تکتونیکی مجاور ازقبیل بالتیکا، سیبری و آوالونیا و همچنین بازوپایان پریکراتونی در لورنشیا مجزا بودند (Jin et al. 2007; Jin and Zhan 2008). علت تمایز فونای بازوپایان آپالاچیا از فونای بازوپایان اپیکانتیننتال لورنشیا، تحت تأثیر عوامل دیرینۀ محیطی از قبیل تأثیر پلیت تکتونیک بر مسیر مهاجرت، عرضهای جغرافیای دیرینه، عمق آب، دمای آب و نوع لایۀ بستر حوضه (substrate) است (Jin et al. 2007; Sohrabi and Jin 2013b).
بازوپایان منطقۀ مراکش در آنالیز CA، شباهت کمتری با دیگر بازوپایان نشان میدهند؛ در حالی که در آنالیز PCA بازوپایان مراکش در کنار بازوپایان زاگرس، انارک در ایران مرکزی، فرانسه و پرتغال در یک گروه قرار میگیرند. در زمان اردویسین پسین، مراکش بخشی از مناطق با عرض جغرافیایی بالاتر گندوانا را شامل میشد (Fortey and Cocks 2005). براساس مطالعات Villas and Colmenar (2022)، بازوپایان کاتین میانی تا پسین (K2-K4) منطقۀ مراکش در سازند خبطالحجر در قسمت شرقی آنتی اطلس، با دیگر بازوپایان آنتی اطلس، ایبریا، ساردینیا و Montagne Noire فرانسه تطابق نشان میدهند.
بهطور کلی، فونای بازوپایان گندوانا در عرض جغرافیایی بالا با فونای بازوپایان گرمسیری لورنشیا در دورۀ اردویسین، اشتراک کمی داشتند؛ ولی با بازوپایان آوالونیا شباهت نزدیکی نشان میدهند. در مطالعۀ انجامیافته بهوسیلۀ Villas et al. (2015) بر بازوپایان اردویسین پسین (سندبین) منطقۀ پرو، آنها روابط دیرینهزیست جغرافیایی بین گندوانا و آوالونیا را در زمان اردویسین پسین بررسی کردند. در مطالعۀ آنها، که بر بازوپایان سازند Calapuja در شمال غرب دریاچه Titicaca در پرو انجام شد، قرابت بین بازوپایان حاشیۀ Proto-Andean گندوانا با بازوپایان آوالونیا بررسی شد. نتایج این مطالعه با بازسازی دیرینهجغرافیایی قبلی، که آوالونیا را نزدیک بالتیکا و دور از گندوانا قرار داده بود، مطابقت نشان میدهد. شباهت فونای بازوپایان اردویسین میانی و پسین آمریکای جنوبی و آوالونیا برای مناطق مرکزی حوضۀ آند (Andean Basin) از قبیل بولیویا، پرو و آرژانتین شناختهشده است (Havlíček and Branisa 1980, Hughes et al. 1980, Gutiérrez-Marco and Villas 2007, Benedetto 1998a, 2003a; Benedetto et al. 2009). نتایج مطالعۀ Villas et al. (2015) بر بازوپایان حاشیۀ Proto-Andean گندوانا (مانند پرو، بولیوی و آرژانتین)، نشاندهندۀ قرابت بازوپایان حاشیۀ Proto-Andean گندوانا با بازوپایان آوالونیایی و قرارگرفتن در عرضهای جغرافیایی متوسط و نیمهگرمسیری است. در مطالعۀ آنها، وجود جزایر میانی اقیانوسی در اقیانوس ریک، عامل احتمالی مهاجرت بازوپایان بین دیرینهقارهها در نظر گرفته شده است (Villas et al. 2015).
با توجه به نتایج حاصل از تجزیه و تجلیل چند متغیره در این مطالعه، قرارگرفتن بازوپایان منطقۀ بجنورد ایران در میان بازوپایان آوالونیا بسیار مهم است و باید با احتیاط تفسیر و بررسی شود. وجود تشابه در فونای بازوپایان منطقۀ بجنورد ایران با بازوپایان آوالونیا، که در مناطق استوایی و گرمسیری قرار گرفته بود، نشانگر قرارگرفتن این بخش از ایران در عرضهای جغرافیایی پایین و شرایط گرمسیری است. نمونۀ درخور توجه در این مطالعه مربوط به تشابه کمتر بازوپایان مناطق زاگرس و ایران مرکزی با مناطق آوالونیاست که مانند بازوپایان دیگر مناطق مدیترانهای گندوانا درنتیجۀ قرارگرفتن در عرضهای جغرافیایی بالاتر و شرایط نیمهگرمسیری است. تشابه بالای فونای بازوپایان مناطق زاگرس و ایران مرکزی با فونای بازوپایان فرانسه و پرتغال و مراکش حاکی از نزدیکی فونای ایران با دیگر مناطق مدیترانهای گندواناست.
نتیجه
در این مطالعه با بررسی نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل چند متغیرۀ بازوپایان اردویسین پسین (کاتین پیشین) مربوط به۳۰ منطقۀ جغرافیایی شامل لورنشیا، بالتیکا، آوالونیا، چین جنوبی، قزاقستان، فرانسه، پرتغال، مراکش و ایران، چندین الگوی دیرینهزیست جغرافیایی تعیین شد. براساس نتایج CA و PCA چندین خوشه و گروه از هم مجزا شد. همزمان با پیشروی دریایی در اردویسین پسین، بازوپایان لورنشیا در مناطق اینتراکراتونی از بازوپایان مناطق پریکراتونیک تمایز یافتند. بازوپایان اپیکانتیننتال لورنشیا از قبیل درۀ اتاوا، دریاچۀ سیمکو انتاریو، جزیرۀ مانیتولین انتاریو، غرب نیوفاندلند، نیویورک، درۀ هادسون، درۀ چمپلین، کنتاکی، ایندیانا، درۀ میسیسیپی و اوکلاهما که در زمان اردویسین پسین در عرضهای جغرافیایی حدواسط تا بالا قرار داشتند، نسبتبه بازوپایان اسکوتو-آپالاچین در مناطق پریکراتونیک، با بازوپایان منشأ آوالونیایی مانند Powys و Anglesey (ولز)، Wexford و Waterford (جنوب شرق ایرلند) و Meath (ایرلند) تشابه بالایی نشان میدهند. بازوپایان کاتین پیشین اسکوتو-آپالاچین نزدیکی بیشتری با بازوپایان حاشیۀ غربی لورنشیا از قبیل Great Basin و شمال کوههای راکی در بریتیش کلمبیا نشان میدهند. این تمایز بازوپایان پریکراتونیک و اینتراکراتونیک لورنشیا در زمان کاتین پیشین، یک الگوی زیست جغرافیایی تفسیر شده است (Sohrabi and Jin 2013b). نکتۀ درخور توجه در آنالیزهای چند متغیره، قرارگرفتن بازوپایان منطقۀ بجنورد در منطقۀ کپه داغ ایران در میان دیگر بازوپایان آوالونیایی است (خوشۀ A2 در نمودار CA). این ارتباط نزدیک بین فونای بازوپایان منطقۀ بجنورد در منطقۀ کپه داغ ایران و فونای بازوپایان آوالونیایی، مربوط به قرارگرفتن بازوپایان این مناطق در عرضهای جغرافیایی و شرایط محیطی مشابه در زمان کاتین است. شباهت بالای بازوپایان منطقۀ بجنورد ایران با بازوپایان آوالونیا نسبتبه بازوپایان مناطق زاگرس و ایران مرکزی، به قرارگرفتن منطقۀ بجنورد و کپهداغ ایران در عرضهای جغرافیایی نسبتاً پایینتر و شرایط محیطی متفاوت نسبتبه مناطق زاگرس و ایران مرکزی مربوط است. همچنین ارتباط کم بازوپایان منطقۀ بجنورد و کپهداغ ایران با بازوپایان همسن در مناطق زاگرس و ایران مرکزی،نشانگر آغاز بومیگرایی بازوپایان منطقۀ بجنورد و کپهداغ ایران، مانند بازوپایان لورنشیا در زمان کاتین است. با در نظر گرفتن این شرایط، قسمت کپهداغ ایران در زمان کاتین احتمالاً بخشی از ریزصفحات (terranes) مجاور ابرقارۀ گندوانا در عرضهای جغرافیایی مشابه با آوالونیا و جدا از مناطق زاگرس و ایران مرکزی بوده است. حضور بازوپایان مناطق زاگرس و انارک ایران مرکزی در کنار بازوپایان فرانسه و پرتغال، نشانگر اشتراک این بازوپایان در زمان اردویسین پسین است که در مناطق با عرضهای جغرافیایی بالای گندوانا قرار داشتند.
با مطالعه و گردآوری دادههای بیشتر از بازوپایان اردویسین پسین از مناطق مختلف ایران، تفسیر جامعتری دربارة الگوی دیرینهزیست جغرافیایی بازوپایان ایران و ارتباط آنها با دیگر مناطق جهان به دست میآید و موقعیت دقیقتری از ایران در نقشۀ پالئوجغرافیایی اردویسین پسین ترسیم میشود.
[1] Laurentia
[2] mid Katian
[3] Epicontinental Sea
[4] intracratonic basins
[5] pericratonic shelves
[6] greenhouse episode
[7] Global Ordovician Biodiversification Event
[8] Dapingian
[9] Darriwilian
[10] orthids
[11] late Darriwilian
[12] late Sandbian
[13] late Katian
[14] Atrypide
[15] Early Katian
[16] Baltica
[17] Avalonia
[18] Gondwana
[19] early Floian
[20] superfamily
[21] early Tremadocian
[22] rhynchonelliform
[23] Strophomenides
[24] Pentamerides
[25] Siberia
[26] Terrane
[27] Perunica
[28] Armorica
[29] Newfoundland
[30] New Brunswick
[31] Rheic Ocean
[32] Spitsbergen
[33] Ottawa Valley
[34] Simcoe Lake
[35] Northern Rocky Mountains
[36] Manitoulin Island
[37] Mississippi Valley
[38] Champlain Valley
[39] Hudson Valley
[40] Appalachian Valley
[41] Girvan
[42] Tyrone
[43] Late Caradoc
[44] Burrellian
[45] Duncannon Group
[46] Anderken Formation
[47] Dulankara
[48] Pagoda Formation
[49] Cabeço do Peão
[50] Ferradosa
[51] Central Iberian Zone
[52] Khabt-el-Hajar Formation
[53] Anti-Atlas
[54] Catalonian Coastal Ranges
[55] La Mora Slates Formation
[56] Tiouririne Formation
[57] Lower Ktaoua
[58] upper Tiouririne
[59] Iberian Chains
[60] Gabian Formation
[61] Dataset
[62] Multivariate Analysis
[63] Binary
[64] Paired group
[65] Eigenvectors
[66] Eigenvalues
[67] Cluster
[68] Dendrogram
[69] Scoto-Appalachian
[70] semi-cosmopolitan
[71] Taconic Orogeny
[72] Appalachian Foreland Basin
[73] Epeiric sea
[74] provincialism
[75] Pelletal limestone
[76] pelloids
[77] ooids